در ابتدا خانم دکتر معتقدی بر اهمیت اسناد آرشیوی در بهرهمندی پژوهشگر ازاطلاعات دست اول در انجام پروژه های تحقیقاتی تاکید کرد و ابراز داشت که در نگارش تاریخ ایران بویژه در مباحث تاریخ معاصر تحلیل بسیاری از وقایع تاریخی با استناد به اسناد و مدارک آرشیوی چیزی جز آنچه در منابع و مآخذ نوشته شده خواهد بود. ضرورت دارد تا به آموزش پژوهشگران در استفاده از اسناد توجه بیشتری شود تا تحقیقات تاریخی مستندتر شده و به درک تازه ای از تاریخ نزدیک گردیم.
وی افزود: بیشترین اطلاعاتی که در حال حاضر درباره تاریخ اجتماعی ایران موجود است نوشته های ایرانشناسان خارجی و سفرنامه نویسان غیر ایرانی است. این نوشته ها که با غلبه نگاه « دیگری» و از بالا به پایین است گویای همه واقعیت درباره زندگی مردم نیست. با بهره گیری از پایه های نظری « سوبالترن استادیز» یا « مطالعات فرودستان» که یکی از شاخه های رویکرد « پست کلونیال» است؛ می توانیم نگاه دوباره ای بر همه ابعاد تاریخی و گروهها و اجتماعات ایران و همخوانی آنها با داده های ایرانشناسان داشته باشیم. فرودستان هر جامعه به دلایل مختلف از جمله نداشتن سواد ، نداشتن انگیزه ، فقر مالی و فرهنگی... اغلب به بازسازی و رونمایی نقش خود در تحولات و حیات اجتماعی یا حتی رویدادهای سیاسی توجهی نشان نداده اند. این ناپیدایی به معنای بی اهمیتی نقش آنها در جامعه ی روزگار خودشان نیست بلکه ریشه در مشکلات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی دارد. ویژگی کار با اسناد آرشیو های مختلف سبب می شود پژوهشگر و در کنار او خواننده هر رخداد را با عینک مردم آن روز در آن منطقه ببیند. تلفیق اسنادی که از سوی مردم و کارگران و کسبه تولید شدهاند و اسنادی که از سوی رجال و کارگزاران وزارت خانه ها صادر شده، در کنار اطلاعات تاریخ شفاهی که در بسیاری موارد به کمک گره های کور تاریخ می آید؛ در بسیاری موارد تصویری چند بعدی ازیک واقعه را بدست میدهد که در منابع تاریخی ذکری از آن نشده است.
وی در ادامه بیان داشت که تاریخ نگاری با نگاه از پایین نگاه پژوهشگر را بر روی اسناد و مدارک متمرکز می کند تا تاریخ روزگار گذشته برای بار دیگر و البته این بار با درنظر گرفتن همه ابعاد و اقشار نگاشته شود. امید است در سالهای آینده به کمک اسناد؛ تاریخی را نظاره گر باشیم، که شکل دیگری دارد و حرف های بسیار.
سخنران دوم این کارگاه خانم دکتر فصیحی بود که سخنرانی خود را با موضوع «دیالکتیک تمنا و تهدید: کند و کاوی در زبان عریضه ها» آغاز نمود. در ابتدا وی به بررسی و تحلیل شکلی - زبانی عریضه هایی پرداخت که در فاصله زمانی عصر ناصرالدین شاه تا پایان دوره قاجار به مراجع مختلف از جمله شاه، نهادها و وزارتخانه ها و به ویژه مجلس شورای ملی در عصر مشروطیت ارسال شده بودند. وی ابراز داشت که این عریضه ها که از سوی طیف های مختلف اجتماعی نگاشته شده، صدای مکتوب کسانی بود که برای احقاق حقوق خویش در جامعه تلاش می کردند. سپس ضمن تاکید بر اهمیت اسناد عرایض در حوزه تاریخ اجتماعی، به بررسی زبان این عریضه ها به مثابه متن تاریخی پرداخته و با رویکردی تطبیقی، ساختار انها را از حیث قواعد نامه نگاری ، رابطه فرستنده و گیرنده نامه ، موقعیت گفتاری ، نوع استعارات و واژه های به کار رفته ، مورد بررسی قرار داد تا از این طریق نشان دهد که زبان مورد استفاده در این اسناد ، محتوای متن را چگونه باز تاب می دهد و نیز تفاوت میان زبان مردان و زنان چگونه در این نامه ها قابل ردیابی است.
در ادامه ایشان با بیان اینکه شکوائیه های مذکور دارای ساختاری معین و استاندارد شامل دو بخش اصلی شکایت و درخواست است، نامه نگاری به مراجع و نهاد های بالاتر از سوی عریضه نویسانی که در موقعیت فرو تری هستند ، را موجب رعایت قواعد رسمی در نگارش انان و ایجاد لحن مؤدبانه و عبارات دعایی أغاز و انجام عریضه ها دانست.
ایشان سپس بیان داشت که: زبان این شکوائیه ها ، نوعی زبان تواضع و تمناست که مجموعه ای از لغات غنی استدعا، استعارات ضعف و زبونی، تسلیم و اطاعت را در بر می گیرد. عارضین با این زبان خود را در فرو مایه ترین موقعیت ترسیم می کنند تا حد اکثر همدردی را بر انگیزند. اما ان چه که وجه تمایز نامه های عارضین زن در مقابل عریضه های دیگر را آشکار می سازد، استفاده از مفروضات منفی جنس زن توسط زنان است ،شکنندگی، آسیب پذیری ، ضعف فیزیکی و ذهنی زنان نسبت به مردان، استعاره های استانداردی هستند که در این نامه ها به کار گرفته می شوند. در حقیقت اغلب برای زنان مفید و موثر بود که حس ضعف شان را منتقل کنند. أنان خود آگاهانه و به روش حساب شده ای از جنس خود استفاده می کردند، استعاراتی چون کمینه ، ضعیفه ، عاجزه ، علیله ، پاشکسته ، مظلومه ، بیچاره و....تصویری از این ضعف بود. اما زنان تنها به به این صدای زاری آگاهانه زنانه برای احقاق حقوق خویش بسنده نکرده و در بسیاری از موارد با اقتدار و اعتماد به نفس، به اعتراض، نقد و تهدید هم متوسل می شدند. آنان این کار را با به کارگیری همان استعارات جنسیتی انجام می دادند و عریضه هایی را که قاعدتاً مطابق فرم عریضه نویسی باید با احترام و ادب توام می بود، با تهاجم و تهدید همراه می ساختند. زبان خاص زنان در این عریضه ها ارائه تصویری از احساس مادری، همسری، بیوه گی، ضعف زنانه و در عین حال زبانی حاکی از اعتماد و اقتدار بود.