|
مصاحبه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با جناب آقای امیرشاپور زندینا
تاریخ: 73/12/3
|
|
در همان موقع ها، مسئله روابط دولت و شاه پیش آمد و مجلس به آقای دکتر مصدق رأی عدم اعتماد داد و قرار شد که قوام السلطنه نخست وزیر بشود. منشی زاده با قوام السلطنه پدر کشتگی داشت، برای اینکه در زمان وثوق الدوله پدر منشی زاده را ـ که رئیس کمیته مجازات بود ـ کشته بودند. پدرش با دو نفر دیگرن هیأت مرکزی کمیته مجازات بودند و وثوق الدوله، اینها را گرفت [اما] نتوانست ثابت کند که اینها در ترورهایی که [اتفاق افتاده] بود [دست داشتند.] در نتیجه اینها را به کلات نادری تبعید کرد، منتها ژاندارمها این ها را در راه ورامین از پشت زدند و کشتند و گفتند که اینها [داشتند] فرار می کردند. قبر آنها در ورامین است که الان به "سه تن" معروف است و امامزاده هم هست. به این ترتیب، منشی زاده پدرکشتگی با وثوق الدوله داشت و با قوام السلطنه هم همین احساس را داشت. ما هم با ملی شدن نفت موافق بودیم، برای اینکه به هر حال نمی خواستیم خارجی مملکت ما را ببرد، ضمناً با حکومت دکتر مصدق مثل هر حکومت دیگری مخالف بودیم، برای اینکه ما خودمان می خواستیم حکومت را بگیریم. پس بنابراین، ما با هیچ حکومتی موافق نبودیم، یعنی اگر آدم به سیاست حزبی که ما داشتیم نگاه بکند، روشن می شود که این سیاست ....، چون الان مرسوم است که می گویند هر کسی که با مصدق مخالفت کرده، نوکر خارجی بوده، در حالی که نمی آیند قضیه را از این زاویه ببینند که اصلاً حزب سیاسی یعنی چه. حزب سیاسی یعنی یک اجتماعی از افراد که می خواهند حکومت را بگیرند. بنابراین، آنها طبعاً با هر حکومتی جز حکومت خودشان مخالف هستند. ممکن است که یک وقت برای مصلحت سیاسی با یک حکومت ائتلاف کنند، ولی اینها همه حقه بازی سیاسی است. هدف نهائی این است که حکومت را خود اینها بگیرند. بنابراین، وقتی از این زاویه به قضیه نگاه شود، آن وقت دیگر خیلی از حرفها معنی پیدا نمی کند. مثلاً بگویند چون شما با مصدق مخالفت کردی، انگلیسی بودی یا روسی بودی یا امریکایی بودی، نه [اینطور نیست.]
وقتی سی تیر آقای قوام السلطنه آمد، ما با قوام السلطنه مخالف بودیم. آقای مصدق هم با قوام السلطنه مخالف بود، جبهه ملی هم مخالف بود، حزب توده هم مخالف بود. در این قسمت ما با هم مشترک بودیم. ما طرفدار ملی شدن نفت بودیم، آقای مصدق و حکومتش هم طرفدار ملی شدن نفت بودند. پس در اینجا هم با هم اتفاق نظر داشتیم، اما ما با لیبرالیسم آقای مصدق هم مخالف بودیم، با کمونیسم توده ای ها هم مخالف بودیم. توده ای ها هم با ملی شدن نفت مخالف بودند و طرفدار الغاء امتیاز نفت جنوب بودند، چون می خواستند نفات شمال را به روسها بدهند. بنابراین آنها هم با مصدق در یک جایی مخالف بودند و در یک جایی موافق. این است که روزنامه ها با شعار ضدیت با قوام السلطنه، تائید ملی شدن نفت و عدم حمایت از جبهه ملی و نهضت ملی، در آن روزها وارد علوی شد و ما در تظاهرات خیابانی و هر جای [دیگر] که رفتیم، اعلامیه ها و شعارهایی که دادیم و تظاهراتی که کردیم، بر اساس این فرمول انجام شد. بعد از سی تیر هم در مراسمی که به خاطر شهدای سی تیر برگزار میشد، شرکت می کردیم. انتظاماتِ خیلی از آن مسجدها به عهده ما بود که عکس هایش هم هست.
شماره ردیف مصاحبه :124
مصاحبه کننده: شفیقه نیکنفس