
اخیراً در کتابخانه شهر یوبا در ایالت کالیفرنیا طرحی در مورد جنگ جهانی دوم شروع شده است. مطلب زیر درباره این پروژه توسط نانسی پاسترنک نوشته شده است.1
دانا هوبارد جوان تر از آن است که در جنگ جهانی دوم خدمت نظامی کرده باشد اما در جایگاه معلم بازنشسته مدرسه مریزویل، داستان هایی را که در هنگام ملاقات با خویشاوندانش شنیده بود، به خاطر می آورد. او به یاد می آورد که خبر مرگ پسر عمویشـ که به وسیله آتش دشمن کشته شده بودـ را شنیده است، به خاطر می آورد که شب ها خاموشی اعلام می شد تا شهر از حملات دشمن در امان باشد و مأموریت ها نیز انجام شود.
ماه گذشته دانا هوبارد 79 ساله اولین کسی از ساکنین این منطقه بود که در طرح تاریخ شفاهی جدید کتابخانه یوبا کانتی شرکت کرد. علاوه بر اطلاعات مربوط به آن چه که او سال های افسردگی بزرگ دهه 1940 می نامد، توضیحات او درباره زندگی در یوبا کانتی و ماجراهای او در کلاس درس سدارلین، روی DVD ضبط شده است.
هوبارد می گوید وقتی که نیروی هوایی بییل پایگاه هوایی خود را گسترش داد، تقریبا تمام دانش آموزان، سدارلین را ترک کردند و چون اغلب خانواده های آنها توانایی حمایت مالی از آنها را نداشتند، فرزندان از ادامه تحصیل به مدت یک سال بازماندند. در حالی که دوست داشتند به مدرسه بازگردند.
جینا زوراکوفسکی، کتابداری که این پروژه را آغاز کرده است، می گوید داستان هایی مثل داستان هوبا می تواند به تاریخ بُعد ببخشد. این داستان ها همچنین می تواند روی وقایعی که منجر به شکل گیری زندگی ساکنان فعلی در این محل شده است، نور بیافکند.
زوراکوسکی در فهرستی، موضوع های پیشنهادی خود را برای ضبط مصاحبه اعلام کرده است: خاطراتی از جابجایی اردوگاه های ژاپنی، زندگی در کالیفرنیا تحت عنوان اقلیت، خاطرات کتابخانه پاکارد و زندگی در مقابل خانه در جنگ جهانی دوم.
وی همچنین یک برگه اطلاعات در اختیار مصاحبه شونده می گذارد تا شرکت کننده در صورت تمایل بتواند یک یا دو دوست خود را به عنوان مصاحبه گر و یا کمک، همراه خود بیاورد و همچنین یادمان ها و یا عکس هایی برای کمک به نمایش داستان های شخصی نیز همراه خود داشته باشد.
زوراکوسکی می گوید: در پایان مصاحبه، دی وی دی ضبط شده در اتاق کالیفرنیای کتابخانه قرار خواهد گرفت و در آینده مورخان و شجره شناسان از آن بهره خواهند برد. همچنین یک نسخه از آن به مصاحبه شونده داده خواهد شد تا برای خانواده خود نگهداری کند.
هوبارد همسن و سالان خود را تشویق می کند که داستان زندگی خود را بنویسند چرا که او داستان های زیادی از آنها شنیده است.
وی می گوید بسیاری از آن ها از اینکه داستان خود را برای کسی از افراد فامیل یا دوستان شان بگویند، اجتناب می کنند. او به دوستانش می گوید هر فردی که 65 سال سن دارد، حتما داستانی برای گفتن دارد.