در گفتوگوی روزنامه اعتماد با غلامرضا امیرخانی
نصایح شاهرخی و بازتاب تحولات فکری ایرانِ قرون میانه
انتشار کتاب نصایح شاهرخی بار دیگر امکان بازخوانی نسبت قدرت، دین و اندیشه سیاسی در ایرانِ قرون میانه را فراهم کرده است؛ متنی که به گفته مصحح آن، در بستر ساختارهای اقتدار مطلق، حامل نقد، اندرز و بازتابی از تحولات فکری عصر تیموری است.
به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، روزنامه اعتماد به مناسبت انتشار کتاب نصایح شاهرخی به تصحیح غلامرضا امیرخانی، گفتوگویی با وی ترتیب داده است.
کتاب نصایح شاهرخی اثر محمد قائنی، فقیه و عالم دوران تیموری، یکی از مهم ترین و نادرترین اندرزنامه های قرن نهم هجری است که در دوره شاهرخ، پادشاه تیموری، نگاشته شده است.
غلامرضا امیرخانی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، در این گفتوگو، ضمن تشریح چگونگی شکلگیری این اثر و ویژگیهای محتوایی آن، به نکات مهمی درباره فضای فکری، فرهنگی و سیاسی این دوره تاریخی اشاره کرده است.
مصحح کتاب نصایح شاهرخی با تأکید بر تأثیرگذاری این متن در بستر تاریخی خود عنوان کرده است: «باید بدانیم این متن مربوط به دوران مدرن نیست، بلکه متعلق به دورهای است که حاکم، اختیار همه چیز، اعم از جان و مال انسانها را در دست داشته است. از این منظر، وقتی نویسندهای میتواند آشکارا انتقاد خود را مطرح کند، نشاندهنده آن است که در دربار و دستگاه حاکمیت هرات، از موقعیت بالایی برخوردار بوده است.»
امیرخانی در ادامه، کتاب نصایح شاهرخی اثر محمد قائنی را علاوه بر آنکه نشانه یک تغییر پارادایمی مهم از قوانین یاسای مغولی به اسلامیت میداند، گامی مؤثر در جهت همسویی با ایرانیگری در دوران تیموری نیز قلمداد میکند. وی با اشاره به اینکه اسلامیت و ایرانیت در این دوره هیچ تقابلی با یکدیگر نداشتهاند و در کنار هم عمل میکردهاند، تأکید میکند که این همافزایی، زمینه مناسبی برای عبور از قوانین یاسای مغولیِ حاکم بر جامعه فراهم کرده است.
در بخش دیگری از این گفتوگو، امیرخانی به موضوع ایرانیگری در دوره مغول اشاره کرده و میگوید: « ایرانیگری از دوران مغول تشدید شده است. پس از آنکه خواجه نصیرالدین طوسی وارد تشکیلات هلاکو شد، تأثیرات عمیقی بر جای گذاشت. اگر بخواهم سه سیاستمدار اثرگذار در تاریخ فرهنگ ایران را نام ببرم، یکی از آنها خواجه نصیرالدین طوسی است. او توانست مغولان را در خدمت فرهنگ ایران قرار دهد و در تشکیلاتی که هنوز مسلمان نشده بودند، آنان را به ساخت رصدخانه وادار کند و بسیاری از کتابها را پس از سقوط خلافت بغداد نجات دهد.»
امیرخانی یکی از مهمترین بخشهای کتاب را فصل مربوط به اسماعیلیان میداند و با تأکید بر کمبود اطلاعات تاریخی درباره اسماعیلیان پس از سقوط الموت، به دادههای بکر و دست اولی اشاره میکند که در این اثر آمده و میتواند برای پژوهشگران این حوزه حائز اهمیت فراوان باشد.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا اندرزنامهها تأثیر معناداری بر حاکمان دوران خود داشتهاند، اظهار میکند: «اینکه پادشاهی این متون را دریافت و مطالعه میکرده، چندان دور از ذهن نیست. شاهرخ در میان پادشاهان ایرانی یک استثنا به شمار میرود. او فردی مقید به قوانین مذهبی بود، به زیارت میرفت، در نماز جماعت شرکت میکرد و در دربار او به طور مطلق شرابخواری وجود نداشت، در حالی که تیمور، پدرش، در اثر افراط در شرابخواری از دنیا رفت. به نظر میرسد شاهرخ، به واسطه پایبندی به این امور، نسبت به محتوای این کتاب نیز بیتوجه نبوده است.»
امیرخانی در پایان این گفتوگو، درباره منابع مورد استفاده در کتاب نصایح شاهرخی و همچنین منابعی که در تصحیح این اثر به کار گرفته شده است، توضیحاتی ارائه میدهد.
علاقهمندان برای مطالعه متن کامل این گفتوگو میتوانند به این لینک مراجعه کنند.