سال سرمایه‌گذاری برای تولید

تاریخ: 25 شهریور 1405

  • 1405/06/24 - 14:10
  • - تعداد بازدید: 39
  • - تعداد بازدیدکننده: 34
  • زمان مطالعه : 11 دقیقه
در ادامه سلسله‌نشست‌های «روزهای ایران‌شناسی»

«پاسبانان حافظه»؛ بازخوانی میراث هنری ابوالحسن صدیقی و هوشنگ سیحون

نشست «پاسبانان حافظه؛ روایت صدیقی و سیحون» با هدف بررسی آثار و میراث دو چهره اثرگذار هنر معاصر ایران برگزار شد. در این نشست، سخنرانان از نقش صدیقی در مجسمه‌سازی و نقاشی و جایگاه سیحون در معماری و پیوند هنر با هویت ایرانی سخن گفتند.

3

به گزارش روابط‌عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، یازدهمین نشست از سلسله‌نشست‌های «روزهای ایران‌شناسی» با عنوان «پاسبانان حافظه؛ روایت صدیقی و سیحون»، سه‌شنبه ۲۴ شهریورماه ۱۴۰۵ از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در تالار فرهنگ سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد. این نشست به بررسی زندگی، آثار و میراث هنری دو چهره اثرگذار هنر معاصر ایران، ابوالحسن صدیقی، نقاش و مجسمه‌ساز برجسته، و هوشنگ سیحون، معمار و هنرمند نامدار، اختصاص داشت.

در این برنامه، غلامرضا امیرخانی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، نوشین‌دخت صدیقی، فرزند ابوالحسن صدیقی، بامداد رضوانیان، نقاش، طراح و مدرس هنر، سام گیوراد، پژوهشگر معماری، گیو جودت، از همکاران ابوالحسن صدیقی و هوشنگ سیحون، مهرداد دفتری، کارگردان مستند زندگی ابوالحسن صدیقی، و نادر سیحون، فرزند هوشنگ سیحون، به بیان دیدگاه‌ها و خاطرات خود درباره این دو هنرمند پرداختند.

غلامرضا امیرخانی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، گفت: «سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران متعلق به همه ایرانیان در سراسر جهان است؛ چه در داخل کشور و چه در خارج از آن، فارغ از هرگونه طرز تفکر و قوم و طایفه. این سازمان میراث‌دار حافظه تاریخی ایرانیان است و به همین دلیل، جایگاهی ماندگار در فرهنگ ما دارد.»

وی در خصوص تاریخچه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران گفت: «سال آینده نودمین سالگرد تأسیس کتابخانه ملی است و در تمام این سال‌ها، یکی از دغدغه‌های اصلی مدیران و کارکنان سخت‌کوش این مجموعه، حفظ میراث مکتوب ایرانیان بوده است؛ چه در قالب کتاب، نسخه‌های خطی و اسناد و چه در دوره جدید در قالب منابع دیجیتال و مواردی مانند عکس و نقشه.»

امیرخانی با اشاره به برگزاری کنگره هزاره فردوسی در سال ۱۳۱۳ گفت: «در آن دوره، کتابخانه ملی برای مدتی با عنوان "کتابخانه فردوسی" شناخته می‌شد. برگزاری این کنگره در سطحی گسترده و با حضور نمایندگانی از کشورهای مختلف جهان، زمینه‌ساز اهدای تعداد زیادی کتاب به دولت ایران شد. این مجموعه کتاب‌های اهدایی سنگ‌بنای شکل‌گیری کتابخانه ملی ایران را گذاشت و این نهاد سه سال بعد رسماً تأسیس شد.»

وی با اشاره به حضور پررنگ فردوسی در مجموعه کتابخانه ملی افزود: «یکی از آثار ارزشمند این مجموعه، نقاشی معرق سوخت از میرزا آقا امامی، هنرمند بزرگ سده گذشته و از استادان هنر اصفهان، است که صحنه‌ای از شاهنامه را به تصویر کشیده و اکنون در بخش نسخ خطی سازمان نگهداری می‌شود.»

رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران ادامه داد: «یکی دیگر از اتفاقات ارزشمند، وجود تندیس فردوسی در موزه کتابخانه ملی است که آن نیز اثر استاد ابوالحسن صدیقی است. این مجسمه و تصویری که امروز از فردوسی در ذهن جامعه ایرانی وجود دارد، تا حد زیادی با آثار ماندگار مرحوم صدیقی پیوند خورده است. همچنین نقاشی ابن‌سینا از دیگر آثاری است که تصویر آن در ذهن عمومی جامعه تثبیت شده است.»

نوشین‌دخت صدیقی با اشاره به زندگی هنری پدرش گفت: «ابوالحسن صدیقی از همان سال‌های نخست زندگی، استعداد هنری و علاقه فراوانی به نقاشی داشت. این علاقه در دوره‌ای شکل گرفت که نقاشی هنوز جایگاه گسترده‌ای در جامعه ایران نداشت. او پس از ورود به مدرسه کمال‌الملک، در سال ۱۲۹۲ دیپلم نقاشی دریافت کرد و پس از آن در همان مدرسه به تدریس پرداخت.»

وی افزود: «مسیر هنری پدرم به تدریج از نقاشی به ساخت حجم و مجسمه‌سازی رسید. او بدون آنکه آموزش رسمی در این رشته دیده باشد، با ساخت حجم‌هایی که در ذهن خود تصور می‌کرد، وارد این عرصه شد و نخستین تجربه‌های او در مجسمه‌سازی با ساخت سر یک دختر بچه به ارتفاع حدود ۲۵ سانتی‌متر شکل گرفت.»

صدیقی با اشاره به پنج مجسمه فردوسی ساخته‌شده توسط پدرش گفت: «پدرم در مجموع پنج مجسمه از حکیم ابوالقاسم فردوسی ساخت که هرکدام روایتی متفاوت از جایگاه این شاعر بزرگ و پیوند او با فرهنگ ایرانی دارند.»

وی ادامه داد: «در سال ۱۳۰۱، برای نخستین بار چهره فردوسی به دست استاد صدیقی ثبت شد. او در مدرسه کمال‌الملک و با استفاده از گچ، مجسمه‌ای از فردوسی ساخت که در آن شاعر به صورت نشسته بر بال سیمرغ به تصویر کشیده شده بود.»

صدیقی افزود: «نیم‌تنه فردوسی که به مناسبت هزاره فردوسی در سال ۱۳۱۳ ساخته شد، یکی دیگر از آثار مهم استاد بود که نتیجه آن امروز در موزه کتابخانه ملی نگهداری می‌شود. یکی دیگر از آثار او مجسمه فردوسی بود که به سفارش محمد کاردار ساخته شد و در شهر رم نصب شد. این اثر برای استاد تنها یک مجسمه نبود، بلکه نمادی از حضور ایران و فرهنگ ایرانی در خارج از کشور بود. او هر زمان کسی برای بازدید نزدش می‌آمد، ابتدا او را به پای این مجسمه می‌برد و می‌گفت: «این بخشی از میهن من است.»

وی با اشاره به مجسمه فردوسی آرامگاه این شاعر گفت: «چهارمین مجسمه فردوسی، مجسمه نشسته فردوسی برای آرامگاه او بود که در سال ۱۳۴۸ ساخته شد.»

صدیقی درباره آخرین مجسمه فردوسی ساخته‌شده توسط پدرش اظهار کرد: «مجسمه ایستاده فردوسی در میدان فردوسی تهران، آخرین مجسمه بود. این اثر از سنگ مرمر کارارا ساخته شد و در سال ۱۳۵۰ افتتاح شد. در مجسمه‌های پیشین، فردوسی بیشتر در حال سرودن شاهنامه نشان داده شده بود، اما در این اثر، شاهنامه‌ای کامل و قطور در دست چپ او قرار دارد.»

وی افزود: «در کنار پایه این مجسمه، پیکره کودکی قرار گرفته که نمادی از زال، شخصیت اسطوره‌ای شاهنامه، است؛ کودکی که در روایت فردوسی به وسیله سیمرغ پرورش یافت. به باور من، این اثر شاهکار استاد صدیقی است؛ زیرا در آن تنها از فردوسی سخن گفته نمی‌شود، بلکه از ایران و ایرانی سخن گفته می‌شود.»

سام گیوراد، پژوهشگر معماری، با بررسی روند شکل‌گیری آموزش هنر در ایران، به مسیر تحول نهادهای آموزشی از سنت استاد ـ شاگردی تا تأسیس دانشکده هنرهای زیبا پرداخت.

وی با اشاره به دوره صفویه گفت: «حضور نقاشان اروپایی در ایران و ورود آثار و شیوه‌های جدید نقاشی، زمینه آشنایی با مکاتب تازه هنری را فراهم کرد، اما آموزش هنر همچنان بر پایه سنت استاد ـ شاگردی و انتقال سینه‌به‌سینه تجربه‌ها ادامه داشت.»

گیوراد افزود: «در دوره ناصرالدین‌شاه، با شکل‌گیری «مجمع‌الصنایع ناصری» که ایده اولیه آن به امیرکبیر بازمی‌گشت، تلاش شد آموزش حرفه‌ها و هنرها در قالبی منسجم‌تر دنبال شود. همچنین بازگشت ابوالحسن‌خان غفاری (صنیع‌الملک) از اروپا با دانش، تجربه و ابزارهای جدید نقاشی، نقطه عطف دیگری در این مسیر بود.»

وی ادامه داد: «در سال ۱۲۸۹ شمسی و در دوره مجلس دوم شورای ملی، با حمایت حکیم‌الملک و پیگیری کمال‌الملک، مدرسه صنایع مستظرفه شکل گرفت. این مدرسه در باغ نگارستان فعالیت خود را آغاز کرد و بعدها مسیر آن به تأسیس دانشکده هنرهای زیبا در سال ۱۳۱۹ رسید.»

این پژوهشگر معماری با اشاره به نقش هوشنگ سیحون در آموزش هنر گفت: «اهمیت حضور سیحون تنها به آموزش معماری محدود نمی‌شد، بلکه ایجاد علاقه و پیوند دانشجویان با فرهنگ، تاریخ و هویت ایرانی، از مهم‌ترین ویژگی‌های نگاه آموزشی او بود.»

نادر سیحون، فرزند هوشنگ سیحون، معمار برجسته و استاد دانشگاه تهران، در این نشست گفت: «برگزاری این آیین برای من و خانواده‌ام افتخاری بزرگ و دلگرم‌کننده است. گرامی‌داشت دو هنرمند بزرگ که هر یک به شیوه‌ای بخشی ماندگار از فرهنگ و هنر ایران را به یادگار گذاشته‌اند، بسیار ارزشمند است.»

وی افزود: «هوشنگ سیحون هنرمندی بود که بیش از هر چیز عاشق ایران بود؛ به گونه‌ای که این عشق، نفس او بود. او برای شناخت تاریخ و هویت این سرزمین تلاش کرد و کوشید میان گذشته و امروز پلی ماندگار ایجاد کند.»

نادر سیحون با اشاره به اهدای کتاب «یادداشت‌های هوشنگ سیحون» به کتابخانه ملی ایران اظهار کرد: «این کتاب چیزی فراتر از کلمات و تصاویر در خود دارد؛ گویی نفس‌های او در میان سطرهایش جاری است. این اثر مجموعه‌ای از دست‌نوشته‌ها و توضیحات شخصی او درباره آثارش و بناهای یادبودی است که برای چهره‌های برجسته این سرزمین طراحی و ساخته است.»

وی در پایان گفت: «کتابخانه ملی نمادی از حافظه فرهنگی یک ملت است و جای گرفتن آثار و یاد پدرم در چنین گنجینه‌ای از فرهنگ و دانش ایران، معنایی عمیق و ارزشمند دارد.»

بامداد رضوانیان، نقاش، طراح و مدرس هنر، با اشاره به ویژگی‌های آثار ابوالحسن صدیقی گفت: «مجسمه‌های استاد صدیقی حماسی هستند؛ ایستا نیستند و دارای حرکت، انرژی درونی و تنوع هستند. وقتی به مجسمه‌هایی مانند فردوسی، نادر یا دیگر شخصیت‌های تاریخی نگاه می‌کنیم، با انسان‌هایی آرمانی مواجه می‌شویم.»

وی افزود: «یکی از ویژگی‌های مهم آثار ایشان، ارج نهادن به کتاب و دانش است. در مجسمه فردوسی، خیام و ابن‌سینا، حضور کتاب نشان‌دهنده اهمیت دانش در نگاه استاد صدیقی است.»

رضوانیان ادامه داد: «استاد صدیقی شاگرد کمال‌الملک بود، اما هنرمندی نوآور بود که تنها به آموزه‌های استادش اکتفا نکرد. چهره‌هایی که او خلق کرده، ویژگی‌های قومی و ایرانی دارند و احساساتی مانند تفکر، اراده و مصمم بودن را منتقل می‌کنند.»

وی درباره نقاشی‌های صدیقی گفت: «او با احترام از سنت می‌آموخت، اما مسیر خودش را پیدا کرد. در آثار آبرنگ او، قلم‌زنی آزاد، برخورد شفاف با رنگ و فضای تازه‌ای از نقاشی دیده می‌شود. صدیقی سنت را کنار نگذاشت، بلکه آن را درونی کرد و به شکلی تازه ارائه داد.»

گیو جودت، از همکاران ابوالحسن صدیقی و هوشنگ سیحون، با بیان خاطراتی از استاد صدیقی گفت: «روزی از طرف انجمن مأمور شدم تا درباره وضعیت ساخت یکی از مجسمه‌ها پیگیری کنم. به منزل استاد صدیقی رفتم و دیدم قطعه سنگ بزرگی در وسط سالن قرار دارد. وقتی درباره آن پرسیدم، استاد گفت: هنوز به سنگ مسلط نشده‌ام.»

وی افزود: «یک روز از ایشان پرسیدم چگونه از یک قطعه سنگ خام، جزئیات دقیق یک مجسمه را استخراج می‌کنید؟ استاد پاسخ داد: مجسمه درون سنگ است، من فقط آن را می‌بینم.»

جودت در ادامه با اشاره به روند تجدید بنای آرامگاه فردوسی گفت: «در سال ۱۳۴۳ انجمن آثار ملی تصمیم گرفت تجدید بنای اساسی آرامگاه را انجام دهد و مسئولیت طراحی و اجرای این پروژه به هوشنگ سیحون واگذار شد.»

وی افزود: «در جریان تجدید بنا، حدود ۹۰۰ متر مربع فضای زیر سکو ایجاد شد و تمام سنگ‌های اصلی بنا پس از جداسازی، شماره‌گذاری و بررسی، دوباره با دقت در جای خود قرار گرفتند. آرامگاه فردوسی در سال ۱۳۴۷ افتتاح شد و حاصل تلاش مشترک مهندسان، هنرمندان و استادانی بود که بنایی ماندگار برای یکی از بزرگ‌ترین شاعران ایران پدید آوردند.»

مهرداد دفتری، کارگردان مستند زندگی ابوالحسن صدیقی، درباره روند تولید این اثر گفت: «با توجه به اینکه زندگی استاد صدیقی به دوره کمال‌الملک و حتی دوران احمدشاه قاجار بازمی‌گردد، مدارک درباره زندگی ایشان کم و پراکنده بود، اما به دلیل علاقه و ذوق خانم صدیقی، بسیاری از اسناد، عکس‌ها و مدارک مربوط به زندگی و فعالیت‌های پدرشان جمع‌آوری و نگهداری شده بود.»

وی افزود: «استاد صدیقی در سال ۱۳۰۷ به فرانسه رفت و در آنجا یک دوربین عکاسی خریداری کرد. عکس‌هایی که او ثبت و چاپ کرده بود، بعدها توسط خانم صدیقی نگهداری شد و امروز مجموعه‌ای ارزشمند از تصاویر کمتر دیده‌شده را تشکیل می‌دهد.»

دفتری ادامه داد: «از جمله این تصاویر، عکس‌هایی مربوط به زمانی است که استاد صدیقی برای طراحی چهره ابن‌سینا، با هماهنگی شهربانی و مقامات وقت، جمجمه را مشاهده و از آن عکاسی کرده است؛ تصاویری که سندی ارزشمند برای شناخت تلاش‌های هنری و پژوهشی او به شمار می‌رود.»

وی در پایان گفت: «تحقیقات این مستند چندین سال طول کشید و در نهایت فیلمی حدود یک ساعت و نیم تهیه شد که بخش عمده‌ای از زندگی و آثار ابوالحسن خان صدیقی را دربر می‌گیرد. امیدوارم این مستند به‌زودی منتشر شود و مخاطبان با ابعاد بیشتری از زندگی و هنر این هنرمند بزرگ آشنا شوند.»

در حاشیه این آیین، دو کلیپ با محوریت زندگی و آثار هر یک از این دو هنرمند به نمایش درآمد.

  • گروه خبری : اخباراصلی
  • کد خبر : 16007
کلمات کلیدی
×
عبارت خود را درج و جهت جستجو "Enter" را بفشارید
تنظیمات قالب