سومین نشست از مجموعه نشستهای «سندپژوهی از منظری دیگر» با عنوان «مزار به مثابه سند»
تمیزی عصارهای از پژوهشهای خود را در سومین نشست از مجموعه نشستهای تخصصی «سندپژوهی از منظری دیگر» که روز ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ در سازمان اسناد و کتابخانه ملی منطقه مرکزی کشور (اصفهان) برگزار شد، بیان کرد.
به باور وی، سنگ مزارها، فراتر از یادبودی بر خاک مردگان، اسناد زنده و سهبعدی تاریخ، هنر و هویت هر شهر هستند. این سنگها با نقشونگارها، خطاطی های ظریف و نمادهای رمزآلود، همچون آرشیوی گویا، روایتگر تحولات اجتماعی، مذهبی و سیاسی ادوار مختلف هر شهرند. و در اصفهان، از گورستان تاریخی تخت فولاد تا آرامستان مدرن باغ رضوان، هر سنگ مزار صفحهای از کتاب نانوشته فرهنگ شهر را ورق میزند. تمیزی با تاکید بر جایگاه مزارها به عنوان اسناد هنری و مذهبی، سنگ قبرهای دوره صفوی در تخت فولاد با خطوط ثلث و نقوش گل را بازتابدهنده شکوه هنر اسلامی و جایگاه تشیع در آن دوره و سنگ مزارهای دوره قاجار با نقوش متنوع را روایتگر باورهای عامیانه درباره زندگی پس از مرگ دانست.
وی با بیان کارکرد مزارها به عنوان بایگانی اجتماعی، نمونههایی از کتیبههای سنگ مزارهای تخت فولاد را نشان داد که چگونه اطلاعاتی از مشاغل تاریخی اصفهان را در خود حفظ کرده اند. تمیزی در بیان جایگاه مزار به عنوان سند تاریخی، به بررسی نقش کتیبهها، سنگ قبرها و معماری آرامگاهها در بازگوکردن رویدادهای تاریخی، شیوههای تدفین، و تحولات اجتماعی پرداخت و نمونههای شاخصی از قبور تخت فولاد و باغ رضوان اصفهان را به عنوان اسناد زنده تاریخ اصفهان تحلیل کرد.
وی با اشاره به ارزش هنری و فرهنگی مزار، تزئینات، خطاطیها و نمادهای به کاررفته در مزارها را بازتابدهنده سبکهای هنری دورههای مختلف دانست و از آرامگاههای تاریخی شهرهایی مانند اصفهان، شیراز و قم به عنوان گنجینه های هنر اسلامی یاد کرد. در بخش دیگری از این نشست، سخنران با تأکید بر لزوم حفاظت از آرامگاههای تاریخی به مثابه بخشی از حافظه جمعی و هویت ملی، به نقش مزارها در ترویج میراث ناملموس از طریق حفظ آیینهای مرتبط با تدفین و یادبود اشاره کرد.
تمیزی از ثبت و مستندسازی نقوش مزارها و آموزش عمومی ارزش و اهمیت فرهنگی و تاریخی سنگ مزارها به عنوان راهکارهایی ضروری سخن گفت و تأکید کرد: سنگ مزارهای اصفهان، حلقه وصل گذشته و آینده این شهرند. این اسناد سنگی نه تنها نیازمند حفاظت فیزیکی هستند، بلکه باید در قالب پروژههای بینارشتهای (تاریخ و هنر) بازخوانی شوند.