|
مصاحبه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با جناب آقای دکتر علی رضائیان
تاریخ: 1386/04/06 |
|
ـ آقای دکتر، می توانیم بگوییم بخشی از تلاش های شما تعدیل نگاه ارجحیت در تخصص بود؟
ـ وارد چنین مقوله ای شدن خیلی جالب نیست، ممکن است ما به دلیل عدم آگاهی و شناخت، برداشت هایی داشته باشیم که با آگاهی و شناخت برداشتمان تغییر کند. یک تلاش این بود که این مفهوم جا بیفتد که مدیریت علم است، باید [برای مدیریت] مهارت کسب کرد و کسی که دانش و مهارت لازم را نداشته باشد، نمی تواند مدیریت کند. اشکالی قبلاً به ویژه در دانشگاه های ما وجود داشت، اینکه اساتید ما برای خود برج عاجی ساخته بودند و مجرد از مشکلات صنعت بودند. تلاش ما این بود که بتوانیم مشکلات کشور را حل کنیم، یعنی هر پایان نامه دکترایی که می خواست کار شود، می گفتیم هم باید پشتوانه نظری قویی داشته باشد و هم باید حتماً یک مشکل را حل کند. به این دلیل که چون مشکلات صنعت را حل می کردیم، به ما مزد می-دادند و ما، هم به دانشجو و هم به استاد راهنما مزد می دادیم و هم برای دانشکده یک سرمایه برمی داشتیم. همان موقعی که بودجه ما بسیار کم بود، می توانستیم هم تلاشمان را توسعه دهیم و هم خیلی بهتر دانشکده را اداره کنیم.
این نگاه باعث شده بود که ما بتوانیم توشه ای از مشکلات و مسائل را حل کنیم. مثلاً در مناطق نفت خیز جنوب، زیاد تجربه نداشتیم و صنعت نفت را نمی شناختیم. ابتدا با دوره های آموزشی شروع کردیم، کم کم شناخت حاصل شد. بعد انواع برنامه های در زمینه های نیروهای انسانی، طراحی سیستم ها و ... [ریختیم و] با آنها، پروژه های مختلفی انجام دادیم. مثلاً همان زمانی که ما با «گروه ملی صنعتی فولاد اهواز» کار می کردیم، یک مجتمع فولاد وجود داشت که سنگ آهک را به «گندله» تبدیل می کرد، بعد آن هم به تیرآهن و چیزهای دیگر تبدیل می شد. آنها با یک شرکت ژاپنی قرارداد بسته بودند، که برنامه های کنترل کیفی جهانی را برایشان اجرا کنند. با کاری که ما در «گروه ملی صنعتی» [انجام دادیم]، بهره وریشان بهبود [پیدا] کرد و باعث شد آن مجتمع هم با [گروه صنعتی] ادغام شود. مدیرعامل [گروه صنعتی] همین «آقای مهندس پاییزان» بود. فرصتی فراهم شد که ایشان کار ما را با کار آنها مقایسه کند. ایشان مطرح می کرد، واقعاً کاری که اینجا انجام شده، هم عالی تر و هم با هزینه کمتری [است]، در حالی که آنجا با هزینه بسیار کلان انجام شد و آن نتایجی که خواسته بودند، به دست [نیامده بود.] چیزی مشابه همین در «ذوب آهن اصفهان» اتفاق افتاد. در «ذوب آهن اصفهان» کنسرسیومی از چند شرکت تشکیل شده بود که یکی «شرکت ایلیا» برای ایتالیایی ها بود، [دیگری] شرکتی در خود اصفهان وابسته به انرژی اتمی بود. چند شرکت [دیگر هم] بودند که با هم یک کنسرسیوم تشکیل داده بودند تا سیستم های ذوب آهن را طراحی کنند. آن موقع «آقای مهندس صادق» مدیرعامل «ذوب آهن اصفهان بود». ما با همین دوره های آموزشی شروع کرده بودیم و بعد آنها گفتند سیستم مدیریت نیروی انسانی ما را طراحی کنید. ما سیستم مدیریت نیروی انسانی شان را با تیم هایی که از اساتید و دانشجویان تشکیل داده بودیم، طراحی و مستقر کردیم. چون دیدند کار ما کار خوبی است، ما را به عنوان ناظر برای پروژه ای که با آنها بسته بودند، انتخاب [کردند.] درعمل وقتی که کار انجام می شد. من احساس می کردم برایشان مفید است. به هر حال، هر مدیری که بخواهد سازمانش بهتر اداره شود [ناتمام]
شماره ردیف مصاحبه: 1050
مصاحبه کننده: رضا مختاری اصفهانی