رژیم پهلوی در سیاست و فرهنگ فاقد تئوری اصلاح بود
سومین نشست "سقوط پهلوي نقدي از درون" با موضوع "بررسی عوامل سياسي و اجتماعي"در انديشگاه فرهنگي کتابخانه ملی برگزار شد.
به گزارش روابط عمومي سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، به منظورتبيين و بررسي ديدگاه رجال و تصميم سازان عصر پهلوي دوم، نشست هايي تخصصي درباره علل سقوط رژيم پهلوي همزمان با ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در انديشگاه فرهنگي برگزار شد.
دراين نشست ابتدا فيلم گزيده گفت وگو با كاظم وديعي، مهناز افخمي، اميرحسين امير پرويز، فرهنگ مهر و همايون از سرکردگان رژیم گذشته پخش شد و در ادامه حسین پايا پژوهشگر و روشنفكر ديني و نادر صديقي روزنامه نگار و کارشناس سیاسی سخن گفتند.
پايا با بيان اين مطلب كه در آستانه سی و ششمین سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي هنوز تحليل درستي ازعلل سقوط رژيم پهلوي در دست نيست گفت: امروزه ما در دوره ای زندگي مي كنيم كه بايد از خطاهايمان درس بگيريم.
او افزود: در فيلم هاي گزيده اي كه از گفت وگو با سران رژيم پهلوي به نمايش گذاشته شد همه نقدهايي را مطرح مي كنند كه در دوره شاه اصلا مطرح نمي كردند و خود اين افراد در گفت وگوهايشان عنوان مي كنند كه شاه اصلا تمايلي نداشت كه انتقادي بشنود.
مديرانتشارات "طرح نو" با اشاره به پيش بيني فردهاليدي در كتاب "ایران: دیکتاتوری و توسعه" كه در سال 1978 منتشر شد، گفت: در اين كتاب فرد هاليدي تحليلي ارائه كرده بود كه ايران در وضيعتي نيست كه رژيم شاهنشاهي سقوط كند. اما يك سال پس از انتشار اين كتاب انقلاب اسلامي به پيروزي مي رسد و رژيم شاهنشاهي سقوط مي كند. تحليل اشتباه هاليدي به عنوان يك فرد دانشگاهي بازتاب بدي براي او در عرصه بين المللي داشت.
پايا ادامه داد: از سقوط رژيم پهلوي اين درس بزرگ را مي توان گرفت كه اين رژيم به دليل اين كه در سياست و فرهنگ فاقد تئوري اصلاحات بود سقوط كرد . وقتي در نظامي تئوري اصلاح وجود نداشته باشد بازيگران سياسي وقتي با شيب سقوط رژيم روبرو مي شوند هيچ يك در پي اين نخواهند بود كه برنامه اي براي جلوگيري از سقوط در دستور كار خود قرار دهند و همه با اين موضوع از جنبه سهم خواهي مواجه مي شوند.
پايا با اشاره به تلقي اپوزيسیون از رژيم پهلوي گفت: اپوزیسيون شاه را در راس هرم مي ديد و معتقد بود تا زماني كه شاه ساقط نشود اين رژيم برجاي خواهد بود.
اين انديشمند با بيان اين مطلب كه يك رژيم تا زماني اصلاح پذير خواهد بود كه به مرحله توتاليتر نرسيده باشد گفت: بر اساس اسناد، رژيم پهلوي از اين مرحله عبور كرده بود و ديگري امكاني براي اصلاح وجود نداشت. اصلاح رژيم پهلوي شايد در سال هاي 1352 ميسر بود اما در سال 1357 ديگر امكان چنين امري ميسر نبود. شاه نيز خيلي دير متوجه شد كه بايد دست به اصلاحات بزند و عنوان كرد كه از اين پس تنها قانون اساسي در كشور حاكم خواهد بود.
پايا ادامه داد: يك فرد اصلاحگر در پي فعاليت هاي كم هزينه است و در نظام اصلاحگر فعاليت سياسي با رقابت و مشاركت همراه خواهد بود و براي اصلاحات حريمي قائل هستند.
او با بيان اين مطلب كه در نظام اصلاح طلب بر خلاف نظام پادشاهي، كاريزماتيسم از رهبري سلب مي شود گفت: زماني كه رهبري ويژگي كاريزماتيسم به خود گيرد در واقع از مردم فاصله مي گيرد و اين فاصله موجب مي شود كه عقلانيت از مردم سلب شود. اما اصلاحات فاصله اش را با مردم زياد نمي كند و در نظام اصلاحات همه با هم مشاركت دارند. درنظام اصلاحات همان گونه كه مشاركت وجود دارد سازش نيز به چشم مي خورد اما در تئوري انقلاب سازش مذموم است.
پايا با مقايسه انقلاب اسلامي با انقلاب های فرانسه و روسيه گفت: انقلاب اسلامي از جنس اين دو انقلاب نبود بلكه تركيبي از انقلاب هاي كلاسيك با انقلاب هاي رنگي است. انقلاب اسلامي ايران از طريق نهادهاي مدني مستقر در مساجد شكل گرفت و با تئوري يريكي سازگار نبود و شاه اصلا پيش بيني چنين انقلابي را نمي كرد چرا که ترس او همواره از چريك ها بود.
در ادامه اين نشست نادر صديقي با استناد به سخنان حسين پايا كه رژيم پهلوي را اصلاح ناپذير خواند گفت: در ابتدا بايد اين پرسش را طرح كنيم كه چرا در رژيم پهلوي تز اصلاحات وجود نداشت؟ چرا در نظامي پهلوي سيستم تصحيح از درون وجود نداشت؟ من علت اصلي اين موضوع را درتوسعه و تجدد آمرانه مي دانم.
اوافزود: تجدد آمرانه را به خوبي مي توان در گفت وگوها با سران رژيم پهلوي و يا مستندهايي كه در اين باره ساخته شده مشاهده كرد. دراين فيلم سران رژيم گذشته هنوز نمي توانند پاسخ درستي درباره علل شكل گيري انقلاب ارائه كنند و براي خودشان هم اين پرسش مطرح است چرا در كشوري كه شاه به زعم خودشان همه فكر و ذكرش مردم بودند انقلاب شكل مي گيرد و مردم عليه او مرگ بر شاه مي گويند.
صديقي ادامه داد: براساس تئوري تجدد آمرانه، شاه احزاب را هيچ كاره مي داند. او تجدد آمرانه را ازشيوه اي كه آتاتورك درتركيه مستقركرد وام گرفت.
او درادامه سخنانش گفت: با اين كه اثرات انقلاب دراشكال مختلف مشهود بود، اما شاه خيلي ديرمتوجه انقلاب شد و درآخرين لحظه اعلام كرد كه ازاين پس قانون اساسي در جامعه حاكم خواهد شد. اما ديگر زمان براي شاه از دست رفته بود.
درپايان اين نشست حاضران پرسش هايي را پيرامون مسائل مطرح شده درنشست عنوان كردند.