با حضور استادان و پژوهشگران علوم سیاسی
بازخوانی تاریخ و سیاست شرقشناسی در «تصورات رقیب از خاورمیانه»
استادان و پژوهشگران علوم سیاسی در نشست نقد و بررسی کتاب «تصورات رقیب از خاورمیانه؛ تاریخ و سیاست شرقشناسی»، نسبت میان تولید دانش، قدرت سیاسی و بازنمایی غرب از خاورمیانه و جهان اسلام را بررسی کردند.
به گزارش روابطعمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، نشست نقد و بررسی کتاب «تصورات رقیب از خاورمیانه؛ تاریخ و سیاست شرقشناسی» اثر زکری لاکمن، با حضور حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، حسین هوشمند، پژوهشگر فلسفه سیاسی، و دامون افضلی، مترجم اثر، در اندیشگاه فرهنگی سازمان برگزار شد. محسن آزموده، روزنامهنگار حوزه فرهنگ و اندیشه، دبیری این نشست را بر عهده داشت.
کتاب «تصورات رقیب از خاورمیانه» به بررسی پیوند میان دانش تولیدشده در غرب درباره جهان اسلام و خاورمیانه با سیاستهای کشورهای غربی، بهویژه ایالات متحده آمریکا، در قبال مسلمانان و کشورهای این منطقه میپردازد. این اثر با ترجمه دامون افضلی از سوی نشر نی منتشر شده است.

محسن آزموده در آغاز نشست، ضمن مرور پیشینه شرقشناسی و معرفی برخی آثار ترجمهشده در این حوزه، به کتابهایی چون «شرقشناسی» اثر ادوارد سعید و «دانش خطرناک» نوشته رابرت اروین و همچنین آثار برنارد لوئیس اشاره کرد.
وی در ادامه، کتاب «تصورات رقیب از خاورمیانه» را معرفی کرد و به جایگاه آن در مطالعات مربوط به شرقشناسی، شناخت خاورمیانه و بررسی نسبت میان دانش و قدرت پرداخت.

افضلی: کتاب به ادوارد سعید محدود نمیماند
دامون افضلی، مترجم کتاب، درباره انگیزه خود از ترجمه این اثر گفت: «برای ما ایرانیان که در دانش غربی بهعنوان ساکنان شرق شناخته میشویم، همواره اهمیت داشته است که بدانیم نگاه غربیها به ما چگونه بوده است. این کتاب، معرفی دقیق و پیشروانهای از این نگاه ارائه میدهد که میتواند به فارسیزبانان برای درک بهتر این موضوع کمک کند.»
وی یکی از ویژگیهای مهم کتاب را فراتر رفتن آن از چارچوب دیدگاههای ادوارد سعید دانست و افزود: «یکی از نکات مهم درباره این کتاب آن است که در بررسی و نقد شرقشناسی، به ادوارد سعید محدود نمانده و به متفکران و حوزههای دیگر نیز پرداخته است. این رویکرد در مطالعات شرقشناسی، دربردارنده دیدگاههایی نو و بدیع است.»

احمدی: شناخت ما از خاورمیانه محدود و ناقص است
حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، با اشاره به ماهیت تخصصی اثر گفت: «این کتاب را باید اثری تخصصی در حوزه خاورمیانه دانست که مخاطب آن لزوماً عموم مردم نیستند، بلکه بیشتر محققان و متخصصان این حوزهاند. کسانی میتوانند ارتباط عمیقتری با کتاب برقرار کنند که با تاریخ و پیشینه خاورمیانه آشنا باشند. به عبارتی، این کتاب برای خاورمیانهشناسان نوشته شده است.»
وی افزود: «اینگونه آثار را باید نشانه تحولی مهم در مطالعات علوم انسانی دانست؛ زیرا بازخوانی دقیق و عمیقی از مطالعات پیشین درباره یک پدیده، که در اینجا خاورمیانه است، ارائه میکنند. بخش عمدهای از کتاب «تصورات رقیب از خاورمیانه» نیز به مسئله شرقشناسی و بهویژه اندیشههای ادوارد سعید اختصاص دارد.»
احمدی، کمتوجهی به مطالعات خاورمیانه را بهویژه در میان نسل جدید دانشجویان یکی از مشکلات مطالعاتی ما دانست و اظهار کرد: «یکی از مشکلات ما در ایران به خصوص در دورههای اخیر، بیعلاقگی و کمتوجهی به مطالعات خاورمیانه، اعراب و بهویژه مسئله فلسطین است. این موضوع سبب شده است شناخت ما از خاورمیانه و تحولات آن، محدود، مخدوش و ناقص باشد. این اثر میتواند به اصلاح و گسترش این شناخت کمک کند.»
وی درباره شکلگیری مطالعات خاورمیانه در آمریکا گفت: «مطالعات خاورمیانهشناسی را آمریکاییها گسترش دادند تا از این طریق بتوانند منطقه را بهتر بشناسند؛ اما آثاری از این دست، با ارائه نگاهی چندبعدی، شناخت خاورمیانه را از سیطره نگاه آمریکایی خارج میکنند و امکان مطالعه مستقلتر این منطقه را فراهم میآورند.»
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، رویکرد انتقادی کتاب به آرای ادوارد سعید را از ویژگیهای مهم آن دانست و افزود: «آنچه این اثر را مهم میکند، این است که در کنار تبیین جایگاه ادوارد سعید در مطالعات شرقشناسی و بیان وجوه انتقادی اندیشه او، از نقد دیدگاههایش نیز غافل نمیماند. جایگاه سعید در نقد مطالعات شرقشناسانه روشن است، اما واقعیت این است که نوشتههای او مورد سوءاستفاده برخی جریانها و گروهها نیز قرار گرفته و به همین دلیل، پروژه فکری او باید عمیقتر بررسی و نقد شود.»
احمدی در ادامه تأکید کرد: «جهان تحولات گستردهای را پشت سر گذاشته است و این تحولات به تحلیلها و بررسیهای تازهای نیاز دارند. رخدادهایی کمسابقه مانند روی کار آمدن ترامپ، طرح صلح ابراهیم با هدف به حاشیه راندن مسئله فلسطین، حمله نظامی به ایران و دیگر تحولات منطقهای، نیازمند شکلگیری نگاههایی جدید و متفاوت از گذشتهاند. این کتاب میتواند زمینهای برای طرح و بررسی چنین مسائلی فراهم کند.»

هوشمند: هدف کتاب بازخوانی شرقشناسی است، نه نفی آن
حسین هوشمند، پژوهشگر فلسفه سیاسی، در آغاز سخنان خود گفت: «این کتاب برای دو جریان رایج در ایران درسهای مهمی دارد؛ نخست، بخشی از روشنفکران و متفکرانی که به دلایل مختلف به مسائلی چون استعمار، امپریالیسم، عدالت و تأثیر رسانههای جمعی بر ایجاد خشونت در خاورمیانه بیتفاوتاند و دوم، تندروها، بنیادگرایان و خشونتطلبانی که معتقدند غرب بهزودی دچار نابودی و انحطاط خواهد شد، دستاوردهای آن را نادیده میگیرند و جهان اسلام را از این دستاوردها بینیاز میدانند. این کتاب برای هر دو جریان درسهای آموزندهای دارد.»
وی افزود: «کتاب «تصورات رقیب از خاورمیانه» را میتوان نوعی بازخوانی شرقشناسی دانست، نه نفی آن. این اثر بیش از آنکه کتابی درباره تحولات سیاسی و تاریخی خاورمیانه باشد، به چگونگی شکلگیری دانش و نگاه غربی درباره این منطقه میپردازد.»
هوشمند ادامه داد: «لاکمن مولف کتاب بررسی میکند که دولتها، متفکران، رسانهها و اندیشکدههای اروپایی و آمریکایی چگونه مفاهیمی مانند شرق، اسلام و خاورمیانه را تعریف و بازنمایی کردهاند. این کتاب برای دانشجویان دوره کارشناسی نیز مناسب است و مطالب مقدماتی و آموزندهای در اختیار آنان قرار میدهد.»
وی، نسبت میان دانش و قدرت را پرسش بنیادین کتاب دانست و اظهار کرد: «پاسخ لاکمن این نیست که همه پژوهشگران غربی و شرقشناسان عمداً واقعیت را تحریف کرده یا در خدمت استعمار بودهاند. استدلال او ظریفتر و دقیقتر است؛ دانش درباره خاورمیانه همواره در شرایط تاریخی معینی تولید میشود و نمیتوان آن را از بستر تاریخی، پرسشهای پژوهشی، دستهبندیهای علمی، منابع مالی و ساختارهای قدرت جدا کرد.»
این پژوهشگر فلسفه سیاسی افزود: «از این منظر، دانش صرفاً واقعیت جوامع را بازنمایی نمیکند، بلکه گاهی در ساختن یا توجیه آن نیز نقش دارد. هنگامی که برخی شرقشناسان، جوامع خاورمیانه را عقبمانده، غیرعقلانی، ایستا یا ناتوان از اداره خود معرفی میکنند، زمینه مشروعیتبخشی به دخالت سیاسی و سلطه بر این جوامع فراهم میشود.»
شرقشناسی یک گفتمان یکپارچه نیست
هوشمند با اشاره به عنوان کتاب توضیح داد: «لاکمن مطالعات خاورمیانه را گفتمانی یکپارچه نمیبیند. عنوان کتاب نیز بر وجود تصورات و تفسیرهای رقیب دلالت دارد، نه یک تصور واحد و یکپارچه درباره خاورمیانه. نویسنده نشان میدهد که درون مطالعات خاورمیانه، دیدگاههای متعارف و تفسیرهای رقیب در کنار یکدیگر حضور دارند.»
وی کتاب را نوعی زندگینامه فکری مطالعات خاورمیانه دانست و گفت: «این اثر نشان میدهد که چگونه مجموعهای از تصورات دینی، ادبی، فلسفی و سیاسی درباره شرق، در پیوند با استعمار، جنگ سرد، سیاست خارجی آمریکا و منازعات پس از ۱۱ سپتامبر، به حوزهای دانشگاهی تبدیل شدهاند.»
هوشمند افزود: «مفاهیمی چون شرق، غرب، اروپا و خاورمیانه، مقولاتی طبیعی، ازلی و ثابت نیستند، بلکه بهتدریج و در متن منازعات تاریخی شکل گرفتهاند. برای نمونه، در نوشتههای یونانی، هویت یونانی در تقابل با ایران تعریف میشد؛ یونانیان آزاد، عقلانی و متمدن و ایرانیان فرمانبردار و مستبد توصیف میشدند. این شناخت، بیطرفانه نبود و از جنگ و رقابت سیاسی تأثیر میپذیرفت.»
وی ادامه داد: «در قرون وسطا نیز شناخت مسیحیان اروپایی از اسلام با هراس آمیخته بود و اسلام نه صرفاً دینی دیگر، بلکه تهدیدی الهیاتی و نظامی تلقی میشد. اروپاییان با برجسته کردن تفاوتها و فرودست نشان دادن مسلمانان، بخشی از هویت مسیحی و اروپایی خود را نیز تعریف میکردند.»
انتقال مرکز مطالعات خاورمیانه به آمریکا
این پژوهشگر فلسفه سیاسی درباره تحولات پس از جنگ جهانی دوم گفت: «پس از جنگ جهانی دوم، دوره تازهای در مطالعات خاورمیانه آغاز شد و مرکز قدرت جهانی و تولید دانش درباره این منطقه از اروپا به آمریکا انتقال یافت. اهمیت نفت، جنگ سرد، مناقشه اعراب و اسرائیل و رقابت با اتحاد جماهیر شوروی، خاورمیانه را به منطقهای راهبردی برای آمریکا تبدیل کرد.»
وی افزود: «دانشگاهها و بنیادهای آمریکایی در این دوره، برنامههای مطالعات منطقهای را گسترش دادند. این برنامهها موجب تقویت آموزش زبان و پژوهشهای تخصصی شدند، اما در عین حال با دولت آمریکا نیز پیوند داشتند؛ زیرا دولت به کارشناسانی نیاز داشت که درباره مناطق حساس خاورمیانه، اطلاعات کاربردی در اختیارش قرار دهند.»
هوشمند، نظریه مدرنیزاسیون را یکی دیگر از محورهای کتاب دانست و گفت: «نظریه مدرنیزاسیون، برخلاف شرقشناسی کلاسیک، جوامع شرقی را تغییرناپذیر نمیدانست، اما الگوی غربی توسعه را مسیر پیشرفت همه جوامع معرفی میکرد. مشکل این رویکرد آن بود که صورتهای متفاوت مدرن شدن و حق ملتها برای تعیین مسیر تاریخی خود، متناسب با فرهنگ و سنتهایشان، نادیده گرفته میشد.»
بازخوانی جایگاه ادوارد سعید
هوشمند با اشاره به جایگاه ادوارد سعید در نقد شرقشناسی گفت: «کتاب «شرقشناسی» ادوارد سعید که در سال ۱۹۷۸ منتشر شد، نقطه اوج صورتبندی جریان انتقادی شرقشناسی بود؛ هرچند نقد شرقشناسی پیش از او نیز در آثار پژوهشگرانی چون انور عبدالملک و عبداللطیف تیباوی وجود داشت.»
وی افزود: «برخی داوریهای تاریخی سعید دقت کافی ندارند و میتوان آنها را نقد کرد؛ اما دیدگاه او درباره شرقشناسی بهمنزله شیوهای برای تقسیم جهان به شرق و غرب و نیز ابزاری برای اعمال هژمونی غرب، همچنان جدی و قابلتأمل است.»
این پژوهشگر ادامه داد: «مسئله اصلی برای سعید فقط نادرستی برخی بازنماییها نبود، بلکه جایگاهی بود که به پژوهشگر غربی اجازه میداد دیگری را تعریف کند. در بسیاری از این بازنماییها، شرق غیرعقلانی، منفعل، متعصب و نیازمند راهنمایی و غرب عقلانی، فعال و صاحب اقتدار معرفی میشد. این دوگانه فقط شرق را تعریف نمیکرد، بلکه غرب نیز از طریق ساختن شرقی متفاوت و فرودست، هویت خود را شکل میداد.»
دفاع از دانشی مسئولانهتر
هوشمند، پیوند دادن تاریخ اندیشه با تاریخ سیاسی و نهادی را از مهمترین نقاط قوت کتاب دانست و گفت: «نویسنده تقابلهای باستانی شرق و غرب، روشنگری اروپایی، استعمار، نظریه مدرنیزاسیون، جنگ سرد و تحولات پس از ۱۱ سپتامبر را در یک روایت تاریخی بلند به یکدیگر پیوند میدهد.»
وی افزود: «انصاف نویسنده در برخورد با دیدگاههای مختلف، از دیگر نقاط قوت کتاب است. لاکمن هم اهمیت نقدهای مطرحشده و جایگاه ادوارد سعید را جدی میگیرد و هم تأکید میکند که شرقشناسان، برخلاف برداشت سعید، گروهی کاملاً یکپارچه نیستند و در میان آنان تنوع و تکثر دیدگاه وجود دارد.»
هوشمند، گستردگی دامنه تاریخی اثر را یکی از محدودیتهای آن دانست و اظهار کرد: «کتاب حدود دو هزار سال تاریخ فکری را بررسی میکند و به همین دلیل، برخی مباحث بهصورت فشرده مطرح شدهاند. همچنین نقش پژوهشگران و روشنفکران خاورمیانهای و ادبیاتی که خود آنان درباره منطقه تولید کردهاند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.»
وی در پایان تأکید کرد: «کتاب لاکمن دفاع از دانشی مسئولانهتر است؛ دانشی که از تاریخ و قدرت و میزان تأثیر آنها بر تولید معرفت آگاه باشد، ادعای انحصاری نداشته باشد و بهجای بازتولید سلسلهمراتب تمدنی، امکان فهم متقابل و گفتوگو میان فرهنگهای متفاوت را فراهم کند. دو جریانی که در ابتدای سخنانم به آنها اشاره کردم، به درسهای این کتاب نیازمندند و باید بهجای کوبیدن بر طبل جنگ دائمی، به گفتوگو، فهم متقابل و احترام به سنتها و فرهنگها روی آورند.»
در پایان این نشست، جلسه پرسشوپاسخ با حضور سخنرانان و شرکتکنندگان شکل گرفت.