سال سرمایه‌گذاری برای تولید

تاریخ: 14 مهر 1405

  • 1405/07/13 - 14:32
  • - تعداد بازدید: 50
  • - تعداد بازدیدکننده: 37
  • زمان مطالعه : 6 دقیقه
در یازدهمین نشست «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی»

از سوختن شمع تا شور اهل دل؛ روایت سعدی از عشق و رهایی از خویشتن

یازدهمین نشست متن‌خوانی «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی» روز دوشنبه 13 مهر با حضور اکبر ثبوت، پژوهشگر تاریخ و فلسفه اسلامی، در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

sobut11

به گزارش روابط‌عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، در این نشست، اکبر ثبوت با همراهی حاضران به خوانش و بررسی حکایت‌ها و گفتارهایی از باب سوم «بوستان» پرداخت. شرح گفت‌وگوی شمع و پروانه، صدق محبت پروانه، تأثیر اندرز بر عاشق، سماع اهل دل، تفاوت وحدت وجود و وحدت شهود و تفسیر محبت روحانی، از محورهای این جلسه بود.

 

باب سوم «بوستان»؛ در عشق و مستی و شور

«نه تلخ است صبری که بر یاد اوست / که تلخی شکر باشد از دست دوست»

اکبر ثبوت در شرح ابیات آغازین باب سوم «بوستان» گفت: «برای عارف، غم و شادی‌ای که از جانب دوست می‌رسد، تفاوتی ندارد. حتی درد، هنگامی که از سوی محبوب باشد، با شیرینی پذیرفته می‌شود.»

 

گفت‌وگوی شمع و پروانه؛ سوختن در فراق یار شیرین

ثبوت در شرح حکایت «مخاطبه شمع و پروانه» گفت: «پروانه به شمع می‌گوید من عاشقم و اگر بسوزم، رواست؛ اما تو چرا گریه می‌کنی و می‌سوزی؟ شمع پاسخ می‌دهد که یار شیرین من، یعنی انگبین، از من جدا شده است.»

وی با اشاره به ساخت شمع از موم زنبور عسل افزود: «برای ساختن شمع، موم را از عسل جدا می‌کردند. سعدی از همین جدایی، تصویری عاشقانه می‌سازد. واژه شیرینی در اینجا هم به انگبین اشاره دارد و هم یادآور شیرین، معشوق فرهاد، است.»

اکبر ثبوت درباره پایان حکایت شمع و پروانه گفت: «هنگامی که زیبارویی شمع را خاموش می‌کند، شمع پایان عشق را بیان می‌کند. در این تفسیر، پایان عاشقی، فنا شدن در معشوق است.»

«به دریا مرو گفتمت زینهار / چو رفتی تن و جان به طوفان سپار»

ثبوت ادامه داد: «در این نگاه، عاشق واقعی در پی درمان بیماری عشق نیست؛ خود این بیماری، بالاترین درمان است. کسی که وارد این دریا می‌شود، باید آماده باشد که تن و جان خود را به طوفان بسپارد.»

 

پروانه و صدق محبت؛ کشش معشوق و زنجیر شوق

«مرا بر تلف حرص دانی چراست؟ / چو او هست اگر من نباشم رواست»

ثبوت در شرح حکایت «پروانه و صدق محبت او» گفت: «در این حکایت، کسی پروانه را نصیحت می‌کند که دوستی درخور خود پیدا کند و راهی برود که امید رسیدن به مقصود در آن باشد. او فاصله میان پروانه و شمع را یادآوری می‌کند و پروانه را از نزدیک شدن به آتش بازمی‌دارد.»

 

اندرز عاشق؛ پندی که آتش را شعله‌ورتر می‌کند

«چه نغز آمد این نکته در سندباد / که عشق آتش است ای پسر پند باد»

اکبر ثبوت درباره ادامه حکایت پروانه گفت: «اندرز دادن به کسی که شوریده عشق است، مانند آن است که به فردی کژدم‌گزیده بگوییم ناله نکن. کسی که اختیار از دست داده است، با چنین توصیه‌ای آرام نمی‌شود.»

 

سماع اهل دل؛ رهایی از خود و رسیدن به بقا

«مترس از محبت که خاکت کند / که باقی شوی گر هلاکت کند»

ثبوت در شرح «گفتار اندر سماع اهل دل و تقریر حق و باطل آن» گفت: «سعدی در این بخش می‌خواهد توضیح دهد که سماع موردنظر اهل دل چیست و چگونه می‌توان میان صورت‌های مختلف آن تفاوت گذاشت.»

وی با اشاره به دعوت سعدی به کم گرفتن خویشتن افزود: «کم گرفتن خویش، یعنی خود را نادیده انگاشتن. سخن سعدی این است که فنای در معشوق، عین بقا و جاودانگی است.»

 

معیار سماع؛ شناخت شنونده و حال درونی او

«نگویم سماع ای برادر که چیست / مگر مستمع را بدانم که کیست»

اکبر ثبوت درباره تأثیر سماع بر شنونده گفت: «کسی که عاشق و شوریده است، تنها با شنیدن موسیقی به وجد نمی‌آید؛ حتی صدای پای حیوانات نیز می‌تواند او را به یاد محبوب بیندازد.»

وی با اشاره به تصویر «آواز دولاب» در شعر سعدی افزود: «دولاب چرخی بود که با آن از چاه آب می‌کشیدند. سعدی می‌گوید شوریدگان با شنیدن صدای همین چرخ نیز به وجد می‌آیند. سراینده ازلی خاموش نمی‌شود؛ مسئله این است که گوش شنونده باز باشد و بشنود.»

 

فنای موجودات در برابر وجود باری؛ تفاوت وحدت وجود و وحدت شهود

«همه هر چه هستند از آن کمترند / که با هستیش نام هستی برند»

ثبوت در شرح «گفتار در معنای فنای موجودات در معرض وجود باری» گفت: «در میان عارفان، دو نگاه به هستی وجود دارد؛ وحدت وجود و وحدت شهود. در نگاه وحدت وجود، هستی حقیقی یک حقیقت بیشتر نیست و آن، ذات باری‌تعالی است. در نگاه وحدت شهود، موجودات دیگر نیز هستند، اما کسی که به معرفت الهی رسیده، چنان غرق خداست که جز او چیزی نمی‌بیند.»

وی افزود: «نگاه سعدی در این بخش، نگاه دوم است. سخن او این نیست که هیچ موجودی جز خدا وجود ندارد؛ بلکه موجودات دیگر در برابر هستی حق، چنان ناچیزند که گویی نیستند. میان نیست بودن و گویی نیست بودن، تفاوت وجود دارد.»

 

دهقان در لشکر سلطان؛ هیبت عظمت و ناچیزی مقام خود

«بزرگان از آن دهشت آلوده‌اند / که در بارگاه ملک بوده‌اند»

وی افزود: «این حکایت نیز برای توضیح همان معناست. اولیای خدا از آن جهت دچار دهشت می‌شوند که عظمت حق  را دیده‌اند. انسان در برابر عظمت اقیانوس یا کوه نیز چنین حالتی پیدا می‌کند، در حالی که این بزرگی‌ها در برابر عظمت باری‌تعالی ناچیزند.»

 

محبت روحانی؛ از خطاب «الست» تا فراموشی دنیا و عقبی

«می صرف وحدت کسی نوش کرد / که دنیا و عقبی فراموش کرد»

اکبر ثبوت در شرح «محبت روحانی» گفت: «وقتی عشق به انسانی مانند خودمان چنین فتنه‌انگیز و فرمانرواست، نباید از حال سالکانی تعجب کرد که در دریای معنا غرق‌اند. یاد دوست چنان آنان را مشغول کرده است که دیگر به جهان نمی‌پردازند.»

 

سلسله‌نشست‌های «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی» با هدف خوانش و بررسی آثار برجسته ادب کلاسیک فارسی، دوشنبه‌ها از ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه تا ۱۲ و ۳۰ دقیقه در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود و ورود برای عموم آزاد است.

  • گروه خبری : اخباراصلی
  • کد خبر : 16137
کلمات کلیدی

تصاویر

_R3A7589 copy _R3A7577 copy _R3A7606 copy _R3A7617 copy
×
عبارت خود را درج و جهت جستجو "Enter" را بفشارید
تنظیمات قالب