سال سرمایه‌گذاری برای تولید

تاریخ: 07 مهر 1405

  • 1405/07/06 - 14:09
  • - تعداد بازدید: 52
  • - تعداد بازدیدکننده: 35
  • زمان مطالعه : 9 دقیقه
در دهمین نشست «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی»

از حاتم طائی تا گمنامان نیکوکار؛ روایت سعدی از راز جوانمردی

دهمین نشست از سلسله‌نشست‌های متن‌خوانی «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی» روز دوشنبه ۶ مهرماه با حضور اکبر ثبوت، پژوهشگر تاریخ و فلسفه اسلامی، در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

اکبر ثبوت

به گزارش روابط‌عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، دهمین نشست از سلسله‌نشست‌های متن‌خوانی «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی» روز دوشنبه ۶ مهرماه با حضور اکبر ثبوت، پژوهشگر تاریخ و فلسفه اسلامی، برگزار شد. در این نشست، ادامه خوانش و شرح ابیاتی از باب دوم «بوستان» سعدی با محوریت مفهوم احسان و نیکوکاری انجام شد. این باب از «بوستان» به بررسی نگاه سعدی به پیوند دینداری و نیکوکاری، ارزش بخشش، دستگیری از نیازمندان و ضرورت همراهی فضیلت‌های فردی با خیررسانی به دیگران اختصاص دارد.

 

عبادت بی‌عمل و ارزش جوانمردی

اکبر ثبوت در شرح نخستین حکایت باب احسان «بوستان» سعدی گفت: «سعدی در این حکایت از مردی سخن می‌گوید که در ظاهر اهل عبادت و ذکر است، اما از مروت و توجه به نیاز دیگران بهره‌ای ندارد. او شب‌ها مشغول تسبیح و تهلیل است، در حالی که مهمانانش از گرسنگی آرام ندارند. سعدی می‌خواهد نشان دهد که عبادت اگر از توجه به خلق خدا جدا شود، به حقیقت بندگی نمی‌رسد.»

وی افزود:«در اینجا سعدی میان شب‌زنده‌داری و زنده بودن دل تفاوت می‌گذارد. همان‌طور که می‌گوید:

به ایثار مردان سبق برده‌اند

نه شب‌زنده‌داران دل‌مرده‌اند

یعنی آن کسی که به دیگران نفع می‌رساند و دستگیری می‌کند، از کسی که فقط به ظاهر عبادت می‌کند، به حقیقت جوانمردی نزدیک‌تر است.»

ثبوت ادامه داد: «سعدی در پایان این حکایت می‌گوید:

به معنی توان کرد دعوی درست

دم بی‌قدم تکیه‌گاهی است سست

یعنی ادعای فضیلت بدون عمل، پایه محکمی ندارد.»

 

حاتم طائی و صفت جوانمردی او

ثبوت درباره حکایت حاتم طائی گفت: «سعدی در این حکایت، حاتم را نمونه انسانی معرفی می‌کند که بخشندگی در وجود او نهادینه شده است. او برای اینکه نام جوانمردی پیدا کند بخشش نمی‌کند، بلکه این رفتار جزئی از طبیعت اوست.»

وی افزود: «در این حکایت، مهمان بدون اینکه حاتم بداند برای چه آمده است، مورد پذیرایی قرار می‌گیرد و حاتم اسب خود را قربانی می‌کند. بعد که متوجه می‌شود مهمان برای درخواست همان اسب آمده، تأسف می‌خورد که چرا پیش‌تر به او نگفته است؛ چون اگر می‌دانست، همان اسب را به او می‌بخشید.»

ثبوت ادامه داد: «سعدی درباره این خصلت می‌گوید:

کسان را درم داد و تشریف و اسب

طبیعی‌ست اخلاق نیکو، نه کسب

یعنی اخلاق نیکو چیزی نیست که فقط با ادعا به دست بیاید، بلکه در سرشت انسان ریشه دارد.»

 

آزمودن حاتم به جوانمردی

ثبوت در شرح این حکایت گفت: «پادشاه یمن می‌خواهد حاتم را بیازماید و کسی را برای کشتن او می‌فرستد. اما همین فرستاده، پیش از رسیدن به حاتم، مهمان او می‌شود و از اخلاق و بزرگواری او تأثیر می‌پذیرد.»

وی در ادامه "بیت مرا بار لطفش دو تا کرد پشت / به شمشیر احسان و فضلم بکشت" افزود: «وقتی فرستاده می‌گوید برای کشتن تو آمده‌ام، حاتم آماده می‌شود که جان خود را بدهد، اما حرمت مهمان را نگه می‌دارد. اینجاست که سعدی نشان می‌دهد جوانمردی فقط بخشیدن مال نیست؛ گاهی انسان از جان خود برای حفظ حرمت دیگری می‌گذرد.»

 

دختر حاتم در روزگار پیامبر (ص)

اکبر ثبوت در شرح حکایت دختر حاتم در روزگار پیامبر (ص) گفت: «سعدی در این حکایت به ماندگاری خصلت‌های نیک انسان اشاره می‌کند. دختر حاتم به اعتبار نام و سابقه پدرش مورد توجه قرار می‌گیرد و این نشان می‌دهد که آثار فضیلت و جوانمردی انسان، پس از او نیز باقی می‌ماند.»

وی افزود: «در این حکایت، وقتی دختر حاتم می‌گوید که من دختر حاتم هستم، در واقع به یک نام و عنوان تکیه نمی‌کند، بلکه به سابقه‌ای اشاره می‌کند که از پدرش در ذهن مردم باقی مانده است؛ سابقه‌ای که حاصل بخشندگی و کرامت او بوده است.»

ثبوت ادامه داد: «سعدی در پایان این حکایت می‌گوید:

ببخشود آن قوم و دیگر عطا

که هرگز نکرد اصل و گوهر خطا

یعنی اصل و گوهر نیک انسان در رفتار او آشکار می‌شود و خصلت‌های ارزشمند از میان نمی‌رود.»

 

حاتم طائی و بخشندگی فراتر از نیاز

ثبوت درباره حکایت پیرمردی که از حاتم کمک خواست، گفت: «در این حکایت، پیرمرد تنها ده درم درخواست می‌کند، اما حاتم بیش از آنچه خواسته شده به او می‌بخشد. وقتی از حاتم می‌پرسند که چرا چنین کردی، پاسخ او این است که اگر او به اندازه نیاز خودش خواسته است، حد کرم و جوانمردی من نباید فقط به اندازه درخواست او باشد.»

وی در توضیح افزود: «اینجا سعدی می‌خواهد نشان دهد که بخشندگی تنها رفع نیاز نیست، بلکه جلوه‌ای از بزرگواری انسان است.»

سعدی در این حکایت می‌گوید:

«گر او در خور حاجت خویش خواست

جوانمردی آل حاتم کجاست؟»

 

بخشایش سلطان و پاسخ نیکی به بدی

ثبوت در شرح حکایت مرد گرفتار و بخشایش سلطان گفت: «در این حکایت، مردی که خرش در گل مانده، از شدت گرفتاری زبان به نفرین و دشنام می‌گشاید. سلطان سخنان او را می‌شنود، اما به جای آنکه خشمگین شود، وضعیت او را می‌بیند و با بزرگواری با او رفتار می‌کند.»

وی افزود: «سعدی می‌خواهد بگوید که پاسخ دادن بدی با بدی کار دشواری نیست، اما ارزش انسان در آن است که بتواند در برابر بدی، نیکی کند.»

ثبوت با اشاره به بیت سعدی گفت:

«بدی را بدی سهل باشد جزا

اگر مردی أَحسِن إلی مَن أساء»

 

روشن شدن چشم دل

ثبوت در شرح حکایت مرد مغرور و درویش نابینا گفت: «در این حکایت، سعدی تفاوت میان چشم ظاهر و چشم دل را نشان می‌دهد. مردی که از سر غرور در خانه خود را به روی نیازمند بسته بود، حقیقت را ندید؛ اما انسان دیگری که با مهربانی از درویش پذیرایی کرد، سبب گشایش و روشنایی شد.»

وی افزود «سعدی می‌گوید کسانی که چشم دلشان بسته است، ممکن است از ارزش انسان‌هایی که در برابرشان قرار دارند، غافل شوند.»

ثبوت ادامه داد:

«اگر بوسه بر خاک مردان زنی

به مردی که پیش آیدت روشنی»

وی گفت: «در نگاه سعدی، احترام به انسان‌های صاحب فضیلت و خدمت به آنان می‌تواند سبب روشنایی و گشایش برای انسان شود.»

 

جست‌وجوی اهل دل

ثبوت در شرح حکایت پدری که در جست‌وجوی فرزند گمشده خود بود، گفت: «سعدی از یک حکایت ساده، معنایی عمیق درباره جست‌وجوی حقیقت به دست می‌دهد. همان‌گونه که این پدر در تاریکی هر کسی را که می‌بیند احتمال می‌دهد فرزند او باشد، اهل دل نیز در مسیر طلب حقیقت، نشانه‌های محبوب را در هر جا جست‌وجو می‌کنند.»

وی با اشاره به بیت سعدی افزود:

«ندانی که چون راه بردم به دوست

هر آن کس که پیش آمدم گفتم اوست»

 

شناخت صاحبدلان در میان مردم

ثبوت در شرح حکایت گوهر و سنگ‌ها گفت: «سعدی در این حکایت به ما یادآوری می‌کند که ارزش انسان‌ها همیشه در ظاهر آنان آشکار نیست. همان‌گونه که گوهر ممکن است در میان سنگ‌ها پنهان باشد، انسان‌های ارزشمند نیز ممکن است در میان کسانی باشند که در نگاه نخست شناخته نمی‌شوند.»

وی افزود:

«در اوباش، پاکان شوریده‌رنگ

همان جای تاریک و لعلند و سنگ»

ثبوت ادامه داد: «بنابراین نباید انسان‌ها را فقط بر اساس ظاهر، جایگاه یا موقعیت اجتماعی قضاوت کرد.»

 

حکایت پدر بخیل و پسر لاابالی

اکبر ثبوت در شرح حکایت مرد بخیلی که تمام عمر خود را صرف جمع‌آوری مال کرده بود، گفت: «سعدی در این حکایت به نقد دلبستگی انسان به مال می‌پردازد. این مرد نه از دارایی خود استفاده می‌کرد و نه حاضر بود آن را در اختیار دیگران قرار دهد. تمام همت او جمع کردن زر و سیم بود.»

وی افزود: «در این حکایت، سعدی نشان می‌دهد که مالی که تنها جمع شود و هیچ سودی برای زندگی انسان و دیگران نداشته باشد، ارزش حقیقی خود را از دست می‌دهد.»

ثبوت ادامه داد: «پسر این مرد وقتی جای مال پنهان‌شده پدر را پیدا می‌کند، آن را بیرون می‌آورد و خرج می‌کند. در واقع سعدی می‌خواهد بگوید مال برای آن است که در مسیر درست به کار گرفته شود، نه اینکه انسان تمام عمر خود را صرف نگهداری آن کند.»

وی با اشاره به بیت سعدی گفت:

«زر از بهر خوردن بود ای پدر

ز بهر نهادن چه سنگ و چه زر»

ثبوت افزود: «در نگاه سعدی، بخل انسان را به نگهبان گنجی تبدیل می‌کند که در نهایت دیگران از آن بهره خواهند برد.»

 

جوانمردی که با نیکی بلا را دفع کرد

اکبر ثبوت در شرح آخرین حکایت این بخش از «بوستان» گفت: «سعدی در این حکایت نشان می‌دهد که نیکی انسان از بین نمی‌رود و ممکن است روزی در زمانی که انتظار ندارد، به کمک او بیاید.»

وی افزود: «جوانی که در گذشته کار خیری انجام داده بود، در زمان گرفتاری و هنگامی که گرفتار حکم مرگ شده بود، نتیجه همان نیکی را دید. این حکایت نشان می‌دهد که خیر و بخشش مانند دانه‌ای است که انسان می‌کارد و در زمان نیاز، ثمره آن را دریافت می‌کند.»

ثبوت با اشاره به حکایت پیرمردی که برای نجات جوان سخنی گفت که موجب تغییر نظر سلطان شد، ادامه داد: «در اینجا سعدی می‌خواهد نشان دهد که خوی نیک و جوانمردی چیزی است که برای انسان باقی می‌ماند و حتی در سخت‌ترین شرایط می‌تواند سبب نجات او شود.»

وی با اشاره به بیت سعدی گفت:

«حدیث درست آخر از مصطفاست

که بخشایش و خیر دفع بلاست»

اکبر ثبوت در پایان تأکید کرد: «در مجموعه این حکایت‌ها، سعدی انسان را به سوی احسان، جوانمردی و خیررسانی به دیگران دعوت می‌کند و نشان می‌دهد که فضیلت زمانی معنا پیدا می‌کند که در رفتار انسان با دیگران آشکار شود.»

دهمین نشست «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی» با پرسش و پاسخ حاضران پایان یافت. این سلسله‌نشست‌ها با هدف خوانش و بررسی آثار برجسته ادب کلاسیک فارسی، دوشنبه‌ها از ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه تا ۱۲ و ۳۰ دقیقه در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود و ورود برای عموم آزاد است. 

  • گروه خبری : اخباراصلی
  • کد خبر : 16069
کلمات کلیدی

تصاویر

_R3A7171 copy _R3A7154 copy _R3A7148 copy
×
عبارت خود را درج و جهت جستجو "Enter" را بفشارید
تنظیمات قالب