ایران دارای تمدنی کهن و چند هزار ساله است که از دیرباز صنایع دستی در آن جایگاه ویژهای داشته است. شواهد تاریخی نشان میدهد که ایرانیان از دوران باستان در تولید انواع مصنوعات هنری و کاربردی، از جمله اشیای مفرغی، فرش، ظروف مسی، سفالینههای نفیس، پارچههای زربافت و مخمل، مهارت و شهرت فراوان داشتهاند.
در میان صنایع دستی ایران، فرش و قالی از جایگاهی ممتاز برخوردار است؛ به گونهای که نام «فرش ایرانی» همواره با هویت فرهنگی و هنری ایران پیوند خورده است. قالیهای بافتهشده در شهرها و روستاهای مختلف ایران از دیرباز در بازارهای جهانی شناخته شده و مورد توجه قرار داشتهاند. این صنعت در دوره قاجار، بهویژه در زمان پادشاهانی چون فتحعلیشاه و ناصرالدینشاه، به دلیل حمایت حکومت، علاقه عمومی مردم به قالیبافی رونق و تجارت آن، توسعه چشمگیری یافت. در نتیجه، کارگاههای متعدد قالیبافی در شهرهای مختلف کشور تأسیس شد.
علاوه بر قالیهای مشهور مناطق «ساروق اراک»، «هریس آذربایجان»، «کرمان»، «همدان» و «قشقایی شیراز»، فرشهای ایلیاتی ترکمن، بلوچ، قشقایی و بختیاری نیز سهم قابل توجهی از بازار را به خود اختصاص دادند. افزایش تقاضای داخلی و خارجی موجب شد سرمایهگذاران به ایجاد کارگاههای بزرگتر روی آورند و تولید و صادارات فرش گسترش بیشتری یابد.
با وجود رونق صنعت فرش و برخی دیگر از صنایع دستی در دورههای پیشین، بخشی از این فعالیتها در سالهای بعد با رکود مواجه شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، سیاستهای جدیدی برای احیای صنایع دستی و توسعه اشتغال در این بخش اتخاذ شد. استانداریها و فرمانداریها با بهرهگیری از اعتبارات دولتی، اجرای طرحهای اشتغالزایی و تأسیس کارگاههای قالیبافی و صنایع دستی را در دستور کار قرار دادند.
در آبان ۱۳۵۸ هیئتوزیران دولت موقت استخدام چهل استادکار صنایع دستی را به تصویب رساند. همچنین بهمنظور ترویج و گسترش هنرهای سنتی ایرانی - اسلامی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی درخواست معرفی و بهکارگیری هنرمندان رشتههایی همچون خاتمکاری، زریبافی، مخملبافی، سرامیک لعابدار، طراحی و مینیاتور، تذهیب، قالیبافی، گلیمبافی، منبتکاری، معرقکاری، مشبککاری و کاشیکاری را مطرح کرد.
در همین راستا، جهاد سازندگی در بسیاری از بخشداریها اقدام به برگزاری دورههای آموزشی رایگان قالیبافی و تأمین بخشی از ابزار و مواد اولیه مورد نیاز هنرجویان نمود. شرکت سهامی فرش ایران نیز با صدور بخشنامههایی در زمینه توسعه قالیبافی و رفع مشکلات موجود در صنعت فرش، نقش مؤثری در حمایت از این بخش ایفا کرد. بر اساس این دستورالعملها، بخشداریها موظف بودند گزارشهای مربوط به راهاندازی واحدهای قالیبافی و میزان اشتغال ایجادشده را به فرمانداریهای مربوطه ارسال کنند.
جهاد سازندگی همچنین متناسب با ظرفیتها و هنرهای بومی هر استان، کارگاههای تخصصی صنایع دستی را راهاندازی کرد. برای نمونه، در استان زنجان کارگاههای ملیلهکاری و چاقوسازی تأسیس شد و در اراک، که در فاصله سالهای ۱۲۹۸ تا ۱۳۲۰ش. از مراکز مهم تولید فرش صادراتی به شمار میرفت، کارگاههای قالیبافی جدیدی برای احیای این صنعت ایجاد گردید. در این کارگاهها علاوه بر آموزش هنرجویان، مواد اولیه، وام و دار قالی نیز در اختیار آنان قرار میگرفت.
هدف اصلی این برنامهها، احیای هنرهای سنتی مناطق مختلف کشور، ایجاد کارگاههای کوچک تولیدی، توسعه اشتغال و کاهش نرخ بیکاری بود. در همین راستا، موافقتنامههایی میان دستگاههای اجرایی و نهادهای مسئول منعقد میشد تا از اعتبارات دولتی برای آموزش، تأمین امکانات مالی و توسعه صنایع دستی بهره گرفته شود. این سیاستها افزون بر تقویت کیفیت محصولات، زمینه صادرات صنایع دستی ایران به بازارهای خارجی را نیز فراهم میکرد.
به طور کلی، سیاستهای حمایت از صنایع دستی پس از انقلاب اسلامی سه هدف اساسی را دنبال میکرد: ایجاد اشتغال برای جوانان و بیکاران، افزایش درآمد و توسعه اقتصادی مناطق مختلف کشور، و حفظ و ترویج میراث فرهنگی و هنری ایران از طریق معرفی و صادرات هنرهای سنتی ایرانی به جهان.
ادارهکل خدمات آرشیوی(ادارة ارتباطات آرشیوی) بهمناسبت 20 خرداد، روز جهانی صنایع دستی، نمایشگاه مجازی در این خصوص شامل 16 عنوان با معرفی 24 برگ سند، آمادهسازی و در وبگاه سازمان تقدیم علاقهمندان نموده است.