سال سرمایه‌گذاری برای تولید

تاریخ: 05 خرداد 1405

  • 1403/04/31 - 10:26
  • - تعداد بازدید: 112
  • - تعداد بازدیدکننده: 103
  • زمان مطالعه : 12 دقیقه

حواصل و بوتیمار

      

     

 

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران، هشتمین کتاب در سلسله نشست های « صد کتاب ماندگار قرن» با سخنرانی علی اشرف صادقی استاد گروه زبان شناسی و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و علی اصغر دادبه استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی و مدیر گروه ادبیات دائره المعارف بزرگ اسلامی سخنرانی در تاریخ 29 بهمن ماه برگزار شد.

غلامرضا امیرخانی عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران که دبیری این نشست را به عهده داشت؛ ضمن خوش آمدگویی به حاضران، توضیحاتی درباره سلسله نشست های «صدکتاب ماندگار قرن» ارائه کرد و گفت: ایده برگزاری سلسله نشست های صد کتاب ماندگار قرن از سال 1300 تا 1400؛ توسط آقای مختارپور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران مطرح شد و قرار است در این مجموعه نشست ها، یکصد کتاب تالیفی که به زبان فارسی نوشته و در ایران منتشر شده است؛ معرفی شود.

وی ادامه داد: پیشنهاد معرفی کتاب «حواصل و بوتیمار» به عنوان هشتمین کتاب از «صد کتاب ماندگار قرن» نیز از سوی آقای مختارپور ارائه شد و زمانی که ایده معرفی این کتاب با اهالی فن، کارشناسان و متخصصان مطرح  شد به اتفاق معتقد بودند که انتخاب این اثر به عنوان کتاب ماندگار شایسته و مورد تقدیر است.

 

کتاب «حواصل و بوتیمار» یک اثر تحقیقی و ادبی است

علی اشرف صادقی استاد گروه زبان شناسی و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به شخصیت علمی امیرحسن یزدگردی نویسنده کتاب «حواصل و بوتیمار» گفت: استاد امیرحسن یزدگردی محقق عالی رتبه و توانایی بود و از همان دوران دانشجویی که در محضر استاد فروزانفر شاگردی می کرد آوازه پژوهش ایشان به گوش می رسید.

این عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی تصریح کرد: یزدگردی عاشق زبان و ادبیات فارسی بود و عشق به زبان فارسی را در پیشگفتار کتابِ «حواصل و بوتیمار» به خوبی می توان مشاهده کرد. زیرا وی پیشگفتار این کتاب را با نثری ادبی، شیوا و روان نوشته و هیچ اشکال دستور زبانی در آن وجود ندارد و به اعتقاد من یک متن ادبی، آراسته و فوق معیار است. با این اوصاف کتاب «حواصل و بوتیمار» یک اثر تحقیقی و ادبی است.

وی ادامه داد: این کتاب حاصل 16 سال تحقیق و پژوهش یزدگردی است که کامل ترین شکل تحقیق را ارائه کرده است. وقت و زمانی که وی صرف دقت در پژوهش این کتاب داشته موجب شده که نتواند کتاب دیگری از خود به یادگار بگذارد. و حیف که عمر کوتاه و بیماری او اجازه نداد در عرصه فرهنگ این سرزمین کتاب های دیگری بنویسد. در واقع روحیه کمال گرایی یزدگردی مانع از نگارش و انتشار کتاب های دیگر از او شد. به همین دلیل به جوانان محقق توصیه می کنم دامنه تحقیق و وسعت دید خود را در زمینه های متعدد گسترش دهند. زیرا زمان زندگی اندک است و باید برای کارهای به زمین مانده وقت گذاشت.  

علی اشرف صادقی زبان شناس و استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران اظهار داشت: ذکر این نکته مهم است که انتخاب این کتاب برای معرفی بسیار درست و با دقت انجام شده است. زیرا نمی‌توان از نثر ادبی فاخر و مطالب درست و در عین حال تو‌در‌توی آن گذشت.

 

استاد امیرحسن یزدگردی در مقوله تحقیق پیرو مکتب دقت بود

علی اصغر دادبه استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی و مدیر گروه ادبیات دائره المعارف بزرگ اسلامی که کتاب «حواصل و بوتیمار» به کوشش وی منتشر شده است؛ در ادامه این نشستِ تخصصی با اشاره به دیدگاه های متفاوت درباره مقوله تحقیق گفت: آنچه استاد علی اشرف صادقی درباره سرعت در مباحث تحقیقاتی گفت، درست است. اما نکته ای که نباید فراموش کرد، توجه به این مطلب است که وقتی تحقیقات جدید به زمینه های علمی و فرهنگی کشور افزوده شد؛ دو دیدگاه در این مقوله نیز مطرح شد. یک دیدگاه مکتب سرعت و دیگری مکتب دقت بود. که در مکتب سرعت می توان از استاد سعید نفیسی و در مکتب دقت از استاد علامه قزوینی یاد کرد که وجود هر دو مکتب در زمینه های مختلف تحقیقاتی ضروری است.

وی ادامه داد: از دیدگاه بنده استاد امیرحسن یزدگردی در مقوله تحقیق پیرو مکتب دقت بود و این موضوع در وجوه مختلف زندگی او نیز نمایان بود و صادقانه عمل می کرد. در همین راستا وقتی به جوانان مجوز داده می شود که به دلیل وقت اندک، براساس مکتب سرعت پیش بروند، یک خطر بزرگ وجود دارد و آن هم وجود بی دقتی محض در تحقیقات است که متاسفانه این روزها شاهد آن هستیم. بنابراین توصیه می کنم علاوه بر سرعت، موضوع دقت و خوب دیدن مقوله های مورد تحقیق را در دستور کار خود قرار دهند.

 

بی واسطه سراغ منابع تحقیقاتی خود می رفت

این استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی در ادامه صحبت های خود با اشاره به این مطلب که استاد یزدگردی در مسیرتحقیقات خود همیشه سراغ اصل مطلب می رفت؛ گفت: این استاد فرهیخته در مسیر تحقیقاتی خود واسطه ها را کنار می گذاشت و شخصا سراغ اصل موضوع می رفت. به عنوان مثال یک منبع تحقیقاتی که در کتاب هم آمده به زبان عِبری نوشته شده بود و برای اینکه به آن منبع دسترسی بی واسطه داشته باشد اول زبان عِبری یاد گرفت و بعد تحقیقات خود را ادامه داد.

در پایان این نشست غلامرضا امیرخانی مشاور رئیس سازمان و عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران یادداشت ارسالی هادی عالم زاده استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران را قرائت کرد.

 

معرفى دو مقاله کمتر شناخته شده استاد یزدگردى 

هادی عالم زاده استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران در این یادداشت ضمن قدردانی از انتخاب این کتاب برای معرفی در سلسله نشست های «صد کتاب ماندگار قرن» چنین آورده است: مقدمه ممتّع و دقیق و فاضلانه دوست و همکار گرامى، جناب استاد دکتر دادبه، مرا از معرفى این کتاب و ورود  به بیان  دقایق تحقیقاتى و نکته یابى ها علمى و ادبى و عمق و گستره تتبعات مؤلف فقید  بى نیاز مى سازد ؛ هم چنین اطمینان دارم که اهل کتاب با دو اثر مشهور شادروان یزدگردى، یعنى نفثةالمصدور و دیوان ظهیرالدین فاریابى آشنایند و مى دانند که این دو تحقیق گران سنگ از چنان جایگاهى برخورداربوده اند که موفق به اخذ جایزه کتاب سا ل شده اند؛ از این روى؛  این بنده، این فرصت و نشست پربرکت را مغتنم مى شمرم و تنها به معرفى دو مقاله کمتر شناخته شده استاد یزدگردى  و اشاره اى به سهم ارزشمند احتمالاً ناشناخته او در مشارکت مؤثرش در تصحیح و تحقیق دو اثر  مشهور کلیله و دمنه  مصحح استاد مجتبى مینوى و دیوان شمس تبریزى مصحح استاد بدیع الزمان فروزانفر مى پردازم.

 ١. مقاله «ساز عرفانى ذوالفنون»

مقاله کوتاهى است در هفت صفحه، با خط خوش استاد، در باره جلال ذوالفنون موسیقى دان ، ردیف شناس و نوازنده برجسته سه تار ایران ( ١٣١٦ – ١٣٩٠ ش ) که با  عبارتى در سه سطر شروع مى شود که مى توان این عبارت را به مثابه چکیده مقاله تلقى کرد: « سه تار ذوالفنون، به یارىِ اندیشه ى نکته پرداز و پنجه ى تواناىِ سِحرآفرین وى، شعر مجسّم و موسیقىِ مصوّر است، که به گفته ى بزرگان ادب فارسى، این هر دوان( شعر و موسیقى) فرزندان مادرعشق و تؤامان رَحِم فطرتند.»

 استاد در سمت راست آخرین  صفحه  نوشته اند: «به مناسبت اجراى موسیقى سنتى ایران ( سه تار) در کلیساى پرتستان آلمانى زبان تهران به نفع خانه نابینایان نوجوان أصفهان، در تاریخ پنجم مارس ١٩٨٥.» و در سمت چپ چنین افزوده اند: «براى سرورم، یار دیرنم، دوست دانشمندم ، ایرج افشار، که اگر مصلحت دید، در «آینده» به چاپ رساند، و الّا پاره کند و به دور ریزد… ارادتمند، ا. ح. یزدگردی» [ بى تاریخ ]. این بنده که پیگ رساندن مقاله به دفتر مجله بودم، پیش از رساندن پاکت حاوى مقاله به جناب ایرج افشار، نسخه اى از اصل آن براى روز مبادا زیراکس کردم که مى توان دست خط چشم نواز استاد را در آن دید و از أن محظوظ شد.

مقاله «ساز ذوالفنون» و نقش و سهم بزرگ استاد در پیشنهاد تألیف کتابى در موضوع مصطلحات موسیقى در دیوان حافظ به شادروان حسنعلى ملاح، موسیقى دان مشهور( که به تألیف وچاپ کتاب حافظ و موسیقى انجامید) دلالت تامّ و آشکار بر ذوق سرشار موسیقیایى و شناخت شگفت انگیزاستاد یزدگردى از دستگاه ها و گوشه هاى موسیقى ایرانى دارد، چندان که با شنیدن آغاز نواى هر سازى یا آوازى، بى درنگ گوشه و دستگاه آن را در مى یافت و نام مى برد. این بنده  یکى دو بار  براى ضبط تک نوازى هایى از نوازندگان زبردست سازهاى گونه گون  براى  کاست هایى که از حافظ ، خیام ، مولوى و نظامى با صداى خود خوانده اند و نسخى از آنها موجود است، در خدمت ایشان بوده ام.

٢. مقاله «به دیده انصاف بنگریم»

  مقاله بلندى است در٧٩ صفحه که در شماره ٥ و ٦، سال ١٦، مجله دانشکده ى ادبیات و علوم انسانى، اردیبهشت ١٣٤٨،به چاپ رسیده است. سمت راست بالاى صفحه اول مقاله با این جمله استاد موشَّح گشته است: «تقدیم به: علّامه ى استاد، مجتبى مینوى، آزاد مردى که نقد عمر را یکسره بر ادب و تاریخ و فرهنگ وقف کرده است.» و در سمت چپ بالاى همین صفحه این جمله از کتاب نفثة المصدور نقل شده است: « … از نفثةالمصدورى که مهجورى بدان راحتى تواند یافت، چاره نیست… - شهاب الدین نَسَوى» .

 این مقاله پاسخ استاد است به نقدى که در شماره ٨٦ نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانى تبریز با عنوان «ملاحظاتى چند در باب تصحیح نفثة المصدور» به قلم حسن قاضى طباطبائى، یکى از اعضاى هیأت علمى آن دانشکده چاپ شده است.   به گمان این بنده، جمله منقول  از کتاب نفثه المصدور به مثابه «بَراعت إستهلال» در این مقاله است تا خواننده را از پیش براى خواندن پاسخى تلخ و گزنده در نقد و ردّ نظرات ناقد برکتاب نفثه المصدور آماده سازد، همانند شهاب الدین نسوى، مؤلف نفثه المصدور که کتاب خود را بى بَسمَله و خطبه وخطابه اى با این جمله تلخ و اندوه بار آغازیده که : «در این مدت  که تَلاطُم أمواج فتنه کار جهان برهم شورانیده است و سیلاب جَفاى أیام سرهاى سروران را جُفاى خود گردانیده ؛ طوفان بلا چنان بالا گرفته که کشتى حیات را گذر بر جداول ممات متعین گشته …».

این مقاله مَثل أعلَى و سرمشقى یکتا است در تحقیق و نکته یابى هاى باریک در مطالعه و بررسى متون و شیوه استناد به منابع و استشهاد از شواهد و عرضه دلایل در اثبات قوت و صحت کارخویش و نفى مدعیات نادرست ناقد در ایراد إشکالات و ارائه اصلاحات؛  افزون براین نمونه اى است گویا و آموزنده از شیوه نگارش استاد در استخدام کلمات و تعابیر متون کهن، خاصه تاریخ بیهقى که شیفته آن بود و حتى در محاورات روزمره ومکالمات تلفنى او نیزجلوه مى کرد؛ نمونه را به نقل یک عبارت از صفحه ٦٦ بسنده مى کنم : «به یقین اگر آن معلم فاضل در این عبارت غَورى – چنانکه باید- مى فرمودند، در برنشاندن نظرِ خویش بر کرسى قبول بیش إصرار نمى ورزیدند، و بابِ این [ فرض] و [ اصلاح ] را که [ شاید بجاى «تیزتر» لفظ «برتر» مناسبتر باشد] ، عَلى مصراعیه ، بر راىِ روشن خویش فرو بسته مى یافتند.»  به عرض مى رسانم که قطعاً خواننده دقیق النظر به آسانى ظرافت ترکیب « باب این فرض على مصراعیه  بر راى خویش فروبسته مى یافتند .» را در مى یابد و محظوظ مى گردد.

٣. کلیله و دمنه مصحَّح مجتبى مینوى

همه آشنایان با ادبیات فارسى از اهمیت و سرگذشت این کتاب، یعنى ترجمه آن  از  اصل هندى اش ، موسوم به پَنچَه تَنترَه به پهلوى توسط برزویه طبیب در زمان انوشیروان و ترجمه آن از پهلوى به عربى توسط روزبه پسر دادویه، معروف به ابن مقفع،  در زمان منصور خلیفه عباسى  و دیگر ترجمه هاى منثور و منظوم آن به عربى، فارسى ، ترکى، سریانى، زبان هاى اروپایى و دیگر زبان ها آگاهند. در زبان فارسى ترجمه منظوم رودکى سمرقندى و ترجمه منثور واعظ کاشفى، با عنوان انوار سهیلى، از شهرتى نسبى برخوردارند؛ اما شاخص ترین ترجمه فارسى اش از آنِ ابوالمعالى نصرالله منشى است که آن را به بهرام شاه غزنوى تقدیم کرده و ازاین  روى به کلیله و دمنه بهرامشاهى نیز شهرت یافته. استاد مینوى در باره ترجمه نصرالله منشى مى گوید: این ترجمه مقلدان بسیارى داشته ، اما یکى را هم نمى شناسد که شیوه انشاى او را چنانکه باید وشاید أموخته و هنر او رابه کار برده باشد (مقدمه ،صفحه یج).

  در باب نقش وسهم  استاد یزدگردى در تصحیح و چاپ کلیله و دمنه بهرامشاهى چاپ دانشگاه به نقل عین نصّ سخن استاد مجتبى مینوى (صفحه یح – یط ) بسنده مى شود:

 «قبل از توصیف نسخِ مِلاک کار و تعریف کتبِ مأخذِ ترجمه ها و تفسیرها و شروح و توضیحات، لازم است عرض کنم که:

در  این  کار از نامداران  شهر

مرا از دو  کس بود بسیار بهر

نخست آقاى دکتر امیر حسن یزدگردى، دانشیار فاضل دانشگاه طهران و صَدیق ارجمندِ نگارنده که پنج سالى با بنده به هر نوع یارى و همکارى کردند، از استنساخ کتاب ار روى [ نسخه ] أساس و همراه کردنِ آن  با نسخ دیگر و رهنمائى در اینکه چه الفاظى در حواشى توضیح و تشریح گردد و در بسیار موارد ارائه مأخذ و شاهدى براى روشن کردنِ معناى این لفظ و أن لفظ ، و غیر این یارى ها که اگر در هر موردى چنان که حقْ است شکر گزارىِ جداگانه از آن کمک مى کردم مى بایست صفحه اى از صفحات از ذکر نام عزیزشان خالى نباشد؛ ولیکن مسؤولیت صحت و سقم مندرجات کتاب تماماً بر عهده ى این بنده است. »

  تجرى مى ورزم از مسموعات خود بر سخن استاد مینوى این را مى افزایم که ترجمه همه ابیات عربى به فارسى این کتاب که کم شمار نیست، از استاد یزدگردى است.

٤. دیوان شمس تبریزى مصحح بدیع الزمان فروزانفر:

 استاد یزدگردى در تصحیح دیوان شمس تبریزى چاپ دانشگاه تهران مشارکت  داشته که مدتى مدید زمان برده است. شادروان بدیع الزمان فروزانفر در مقدمه این اثر به ایجاز از این  همکارى تشکر کرده است.

  • گروه خبری : صد کتاب
  • کد خبر : 13163
کلمات کلیدی
×
عبارت خود را درج و جهت جستجو "Enter" را بفشارید
تنظیمات قالب